ارزش انسان به افکار و باورهای اوست
خانه » دانلود رمان عاشقانه » دانلود رمان پاییزان|کاربرقلم مینا محمد پور

دانلود رمان پاییزان|کاربرقلم مینا محمد پور

دانلود رمان پاییزان|کاربرقلم مینا محمد پور

دانلود رمان پاییزان|کاربرقلم مینا محمد پور

دانلود رمان پاییزان|کاربرقلم مینا محمد پور

 

نام نویسنده: مینا محمدپور ژانر:عاشقانه خلاصه: رها عاشق نیماست عشقشو به نیما میگه ولی نیما بنا به دلایلی که اخر کتاب مشخص میشه با ساناز ازدواج میکنه رها دچار افسردگی میشه برای فرار از افسردگی تویه شرکت مشغول به کار میشه رئیس اون شرکت آقای جوونی هستش به اسم امیر که بنا به دلیلی از رها خوشش میاد و باهم ازدواج میکنن اما چند مدت از ازدواجشون نگذشته بود که نیما از زنش جدا میشه و مدادم سر راه رها قرار میگیره و از رها میخواد که از امیر جدا شه رها رو با نقشه به خونش میبره و بهش تعرض میکنه و فیلمشو برای امیر میفرسته امیر کلی رها رو اذیت میکنه و میره کانادا بعد از چند مدت بازم بنا به دلایلی نیما همه ی حقیقتو به امیر میگه و خودکشی میکنه و امیر برمیگرده چقدر هوای عروسی غم داشت، البته فقط برای من خیلی سخت بود، غم هوای دلتو، سیاهی هوای دلتو، بارونی بودن هوای دلتو حتی پدرو مادرت نفهمن، خیلی سخته….. من نیما رو خیلی دوست داشتم خیلی…. آخه چطور دلش اومد به این همه احساس من بی توجه باشه و منو احساسمو عوض کنه با این دخترهی… اه خدایا مگه من چیکار کردم که مستحق اینقد بدجنسی ام آخه چی کم داشتم که…. با همین فکرا خوابم پا شدم که حاضر شم برم دانشگاه تو آیینه به خودم نگاه کردم چشمام 7/5صبح ساعت خیلی پف داشت چون دیشب بعد ازینکه از عروسی اومدم تا نزدیکای صبح گریه کردم همش یاد صحنههای عروسی میوفتادم، یاد نگاههای عاشقانه نیما به ساناز، رقص تانگوشون، یاد عشوههای ساناز، بوسیدن نیما… و همه اینا، با صحنه اون روزیکه عشقمو به نیما گفتم و اون گفت من تورو فقط به عنوان دوست معمولی دوست دارم میان جلو چشمم…. تو این افکار بارونی غرق بودم که یهو صدای در اومد مامانم بود: – رها ساعت هشته چرا نمیای صبحونه بخوری دیرت میشه ها! تا صورتمو دید فهمید چشام پف داره – چرا چشمات پف داره؟ مریضی؟

دانلود فایل pdf

امتیاز 2.00 ( 1 رای )

*

code


نودهشتیا
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است