خانه » دلنوشته » دانلود دلنوشته نوای ماه نودهشتیا
دانلود دلنوشته نوای ماه نودهشتیا

دانلود دلنوشته نوای ماه نودهشتیا

دانلود دلنوشته نوای ماه نودهشتیا

دانلود دلنوشته نوای ماه نودهشتیا

دانلود دلنوشته نوای ماه نودهشتیا

دلنوشته ” نوای ماه “
نویسنده: مریم خسروی کاربر نودوهشتیا
مقدمه :
روزهای زیادی گذشت؛ تا بدانم معنی تنهایی را!
سرنوشت به من فهماند؛ که آسمان همدم من است..
و تنهایی یعنی…
تنهایی یعنی در واپسین تاریکی های شب …
ببینی، سایه ات نیست! آخر ماه که سایه ندارد.
روشنایی و فروغ شب های عاشقان، منم!
ولی چه کسی، منِ ماه را روشنی می دهد؟

پیشنهاد ما

رمان دست های پدر | Saml کاربر انجمن نودهشتیا

رمان هِلِن | سحر راد

چه کسی به من، عشق می ورزد؟!
هر شب نوای عاشقانه ای سر می دهم؛
تا ستاره های غربی برای من هم چشمک بزنند؛
ولی آه و صد افسوس،
که آن ستاره ها نیز به هوای دیگری چشمک می زنند..
ای داد از تنهایی!
ای داد از نوای تنهاییِ ماه…

*****

من ماهم! ماه تنها
و دلیل این همه تنهایی ام را نمی دانم…
از ازل در آسمان من بودم و هزاران ستاره؛
که هر کدام عاشق دیگری بودند
و من در اوج تنهایی،
مهتاب خود را در عشق آنان شریک بودم.
گاه با لبخند به آسمان نور می بخشم..
گاه دلم می گیرد و با آسمان قهر می کنم..
آخر من هم عاشق هستم!
یک روز در میان چرخش مداوم این روزگار،
حجمی از نور را دیدم؛ که به من لبخند می زد..
نامش را که پرسیدم :
گفت من خورشیدم!
من همان لحظه عاشق نور تابنده و طلایی رنگ خورشیدم شدم؛
ولی همان لحظه آخرین بار بود…
آخرین باری که من خورشید را دیدم
و سال هاست که به سرعت می چرخم؛
تا به خورشیدم برسم..

پیشنهاد نودهشتیا

داستان کوتاه پدرانه ای پوچ نودهشتیا

دانلود رمان بورسیه پرستاری نودهشتیا

 

منبع:romankade.com
39+
امتیاز 3.00 ( 2 رای )
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون ۳ نظر ثبت شده است.

  1. سلام لطفااااااا اگ کسی میتونه به من کمک کنه و اسم این دوتا رمان رو بهم بگه از بس تو این چند روز گشتم و فکر کردم مغزم منفجر شد..خواهش میکنم..اولی داستان یه دختری که یه خواهر داره خواهرش هم یه نامزد داره البته قبل اینکه نامزد خواهرش بشه این دختره هم دوسش داشت ولی پسره رفت نامزد خواهرش شد. بعد این دختره ی روز میره مهمونی و چون جو مهمونی خوب نبود فشار عصبی بهش وارد میشه و میره تو ی اتاقی از قضا کیست هم داشت ک همونجا تو اتاق شروع ب خون ریزی میکنه..بعد نامزد خواهرش تماس میگیره میاد دنبالش همون موقع هم پلیس ها سرمیرسن و این دوتا رو هم میگیرن با اینکه دختره ازمایش میده ک هیچ رابطه ای نبوده ولی مجبور میشه با نامزد خواهرش ازدواج کنه اولش پسره باهاش خیلی بده ولی بعد خوب میشه.
    دومین رمان هم در مورد یک زن و شوهری هست ک زن از پسره جدا شده چون پسره خیلی دوسش داره واز شدت دوست داشتن غیرت خرکی رو دختره داره دختره هم با بچش میزاره میره ولی پسره ول کنش نیست خلاصه اخرش دوباره بهم برمیگردن ولی داستانش بانمک.. لطفا اگ امکانش هست کمک کنید..خواااااهش میکنم

    4+

*


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است