اینترنت همانند دریاست ، کسی که آن را نمی شناسد همانند کسی ست که شنا را نمی داند.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷
خانه » رمان جدید » دانلود رمان اسطوره کاربر نودهشتیا
دانلود رمان اسطوره کاربر نودهشتیا

دانلود رمان اسطوره کاربر نودهشتیا

دانلود رمان اسطوره کاربر نودهشتیا

دانلود رمان اسطوره کاربر نودهشتیا

لینک مورد نظرحذف شد

دانلود رمان اسطوره کاربر نودهشتیا

لینک مورد نظرحذف شد

انجمن نودهشتیا


قای حاتم_ی با شماس_ت شاداب جان.

ها؟ حاتم_ی؟ آها! دیاکو. سدایم را صاف کردم و به اندازه بی ست سانت اختلاف قد سرم را بالا گرفتم. بی حوصل_گی از تمام
وجنات_ش می بارید.
– ع_رض کردم ساعت کاریتون از س_ه بعد از ظهره تا هش_ت شب. اگه کلاس داشتین می تونین با منشی شیفت صبح هماهنگ
کنین و جابه جا بشین. حله؟
چشمانم را توی صورتش چرخاندم. تبس_م معتقد بود که آن قدرها هم خاص نیست، اما این چهره همی_شه اخم آلود ش_رقی، با آن
شک_ستگ_ی نا محسوس روی پیشانی_ش، با آن نگاه همواره بی خیالش، با چ_شم هایی که هرگز نتوانس_تم رنگشان را تش_خیص
دهم، با پوست روشنی که آفتاب، مردانه، تیره اش کرده بود، با موهای آشفته و خوش حالتی که فقط نور شدید و مستقیم قهوه(نودهشتیا___)
ای بودنشان را برملا می کرد، با آن اسم عجیب و غریب اما دلن_شین و دهان پر کنش، با ته لهجه کردی قشنگش، با آن غیرت
و تعصب خاص مردم من_طقه غرب که دل دخترها را برده بود، با “گیان”(گیان در زبان کردی به معن_ی جان است) گفتن های
بلند و سرخوشانه اش در جواب پس_رهایی که صدایش می زدند، با حج_ب و متانتی که در برخورد با دخترهای دانش_گاه نشان می(((۹۸ia))
داد و با مرام و معرفتی که بین بچه ها زبانزد شده بود و با داستان زندگی اش که بی شباهت به اف_سانه ها نبود، با این همه دور
از دسترس بودنش حتی میان پس_رها، برای من، برای ش_اداب اسطوره ندیده، نماد خ_دایان رومی بود!
– خانوم نیایش؟ متوجه عرای_ضم شدین؟
پلک زدم.
– بله. حله.
دیاکو:
عجب دختر خنگی! چطور می توانس_تم با این موج_ود دس_ت و پا چلفتی و گیج کار کنم؟ اصلا می شد به او اعتماد کرد؟ عین
وزغی که تازه از خواب بیدار شده فقط بر و بر به سر تا پایم نگاه کرد و به زور گفت “ح_له” اوف! اگر قول نداده بودم، محال
بود زیر بارش بروم.
موبایلم را از جیبم درآوردم و برای چندمین بار شماره “دانیار” را گرفتم. یک بوق، دو بوق، سه بوق، نه خ_یر! انگار نه انگار!
کلافه از بی خیالی همیشگ_ی این پسر پایم را بر زمین کوب_یدم و اَه بلندی گفتم.
– چیه باز اعصاب نداری؟
نگاهی به شهاب کردم و زیرلب گفتم:
– دوباره این پس_ره پیداش نیس_ت. نمی دونم هر چند وقت یه بار کدوم گوری غیبش می زنه.
شهاب خندید. بلند، بی قید

 

لینک مورد نظرحذف شد

دانلود رمان جدید
رمان

دانلود رمان عاشقانه

رمان عاشقانه

دانلود کتاب بیشعوری

باکس دانلود
    اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    درباره admin :

    تاکنون ۸ نظر ثبت شده است.

    1. چرا دانلود نمیشه؟

    2. عالیهههههه
      من خیلی وقت پیشا خوندم
      توصیه میکنم کسایی که دنبال یه داستان خاصن بخونن زیاده ولی ارزشش داره!
      ممنون از نویسنده خوبش!

    3. وای من خیلی وقت پیش خوندم واقعا عالیه خیلی خوبه حتما بخونید

    4. رمان خیلی قشنگیه و مهم تر از اون بین این همه رمان های چرت وآبکی به نظرمن وخیلی از دوستان رمان خونم بهترینه .
      با اینکه قبلا دوسه بار کامل این رمان روخونده بودم اماگاهی که هوس رمان خوندن میکردم دوباره تیکه هایی از این رمان رو میخوندم .
      من دوسه سال رمان میخوندم وخیلی لذت میبردم حتی از رمانهای چرت اما الان واقعا مثل خیلی های دیگه به این نتیجه رسیدم فقط وقت تلف کردم و بیخودی از درسم وکارم افتادم و غیر از تغییر
      تفکرم به سمت یسری چیزهای بیخود واشتباه – چیزی نسیبم نشده.
      درکل توصیه میکنم از این رمانهای چرت عشقی که واقعن بیمعنی وچرت بودنشون گاهی توذوق میزنه فاصله بگیرید یا حداقل اگه خیلی رمان دوست دارید وازخوندش لذت میبرید و نمیتونید فقط اونهایی که معروفن یا میدونید که خوبن رو بخونید. من امسال این کارروکردم وبه جای این رمانها کتاب های معروف دنیا رو از ساده ش شروع کردم به خوندن وخیلی از این بابت خوشحالم چون میدونم وقتم بیخود تلف نشده ودرگیر موضوعاتی که به سنم و موقعیتم ربط نداره نشدم
      ببخشید زیادصحبت کردم اماخواهشا روحرفم فکر کنید .

    5. البته باید بگم درکنار اینکه داستان زیبایی هست به دلیل شخصیت پردازی های خیلی خوب و سیر داستان واتفاقات،نوع نگارش ادبی وتشبیهات و توصیفات و …
      اماخوب ضعف هایی هم داشت مثلا سادگی های بیش از حد واغراق امیز مادر شاداب و …

    6. بهترین رمانی که تو زندگیم از خوندن خسته نمیشم

    7. برای هر کس که ارامش میخواد توصیه میکنم

    
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است