کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید. (کوروش کبیر)
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >>
خانه » رمان اجتماعی » دانلود رمان اپارتمان صد متری نودهشتیا
دانلود رمان اپارتمان صد متری نودهشتیا

دانلود رمان اپارتمان صد متری نودهشتیا

دانلود رمان اپارتمان صد متری نودهشتیا

دانلود رمان اپارتمان صد متری نودهشتیا

دانلود رمان اپارتمان صد متری نودهشتیا

دانلود رمان اپارتمان صد متری نودهشتیا

مشتغول باز کردن نستکافه ها بودم که با شتنیدن این حر از دهان مهرداد نسکافه رو کنار لیوان آبجوش گذاشتم و به سمتش برگشتم .یکی از ابروهامو به حالت تعجب بالا دادم و گفتم :خواهرتون کار خونه میکنه؟! – مهرناز علاقه خاصی به خونه داری داره .از کلاس اول راهنمایی پا به پای مامان آشتپزی میکرد .ولی بعد از فوت مامان اینکار به همستتر جدید پدرم محول شد .در واقع این نقشه بابا بود که خانم جدیدش با مهرناز آشنا بشه و به هم عادت کنند که متاسفانه وقتی مهرناز فهمید که اون خانم همسر جدید بابا است وضعیت روحیش بد تر شد. دو تا نسکافه درست کردم و یکی رو جلوی مهرداد گذاشتم و گفتم: . دیروز خیلی زحمت کشیدید و به خونه اشاره کردم ٬ -دستتون درد نکنه – در مقابل کاری که قراره شما برای مهرناز بکنی اینها هیچه .فق امیدوارم از زندگی بیزارت نکنه. – نگران نباش من با بدتر از مهرناز خانم کنار اومدم .امیدوارم بعد از این مدت ایشونو سالم به شما تحویل بدم. مهرداد نسکافه ش رو نوشید و یک ضربه آروم به پشتم زد و گفت: -خیلی آقایی !من که برادرشم این آخریا کم آوردم. در حالیکه از آشپزخونه بیرون میرفت ادامه داد: -اگه ده تا خونه هم بهم میدادن حاضر نبودم با اون زیر یک سقف باشم . با شتتنیدن این حر نستتکافه به گلوم پرید و چند تا ستترفه کردم .ترس و نگرانی در دلم سایه انداخت و با خودم گفتم-نکنه از اون چیزی که فکر میکردم پیچیده تر باشتته و یا این دختر خیلی متفاوت تر از بقیه بیماران شتبیه خودش باشه؟ ولی کار از این حرفا گذشته بود و راه برگشتی نبود. بودن در جایی که احساس کنی خونه خودته به قدری شادم کرده بود که دلم می خواست اونروز نه جایی برم و نه کسی بیاد! تمام روز رو به مطالعه در مورد بیماری مهرناز گذروندم .در اولین فرصتتت باید از طریق دانشتگاه اینترنت درخواست میکردم .برای نهار دو تا نیمرو درست کردم و خوردم .شب هم خیلی زودتر از معمول خوابم برد. صبح روز که از خواب بیدار شدم .احساس کردم

امتیاز 3.27 ( 11 رای )
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون 2 نظر ثبت شده است.

  1. دانلود نمی شه چرا؟

*

code


نودهشتیا
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است