کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید. (کوروش کبیر)
انجمن نودهشتیا
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان ترسناک » دانلود رمان این مرد امشب میمیرد نودهشتیا
دانلود رمان این مرد امشب میمیرد نودهشتیا

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد نودهشتیا

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد نودهشتیا

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد نودهشتیا

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد نودهشتیا

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد نودهشتیا

داد و من را از دور فقى به عنوان فرزند پذیرفت من از اول ابتدایی تا به امروز که در هر جمع هم ستتن و یا هم جنس هاز دودم بودم کستتی به حقارت و مارودز دودم ندیده بودم من همیشه از بی کسی و بی پدر مادر بودنم شرم داشتم … به دانشتتگاه که رستتیدیم هنوز غرق در فدر دودم ودنیایم بودم تمام ستتاعات ک س و امتحانم باز دبر از حضور فدر و تمرکزم نبود . میهمانی دعوت شتدم براز دور شتدن از افدارم پذیرفتم این ۱آن شتب هم به مهمانی ها جز برنامه تدرارز زند ی ام به حستتتاب می آمد و که کستتی میدانست شبی در یدی از همین مهمانی ها سرنوشت زند ی ام براز همیشه عوض شود. زمان باز شتتت به دانه از بوز دودز که همه لباس هایم را با دود در یر کرده بود مشتتامم آزرده شتتد و با دود فدر کردم عمه امشتتب حتما جورز نفرینم میدند که صتتبح در جا دشتتک شتتوم ولی ددا را شتتدر کردم که وقتی رستتیدم دواب بود، موقع عوض کردن لباستتهایم جلوز آینه براز یک لحظه حس کردم دودم را نمیشناسم تین کوتاه تمت کپش را کامل با ماشت ترانه که ست ددترز با موهاز بدلوندد کوتاه پست کرده بود صتتورت غرق در آرایش بینی تراشتتیده هنر دستتت جرای زیبایی که با یک نگین در سمت راستش مزین شده بود ابروهاز کوتاه و بور رو به با یا به قول عمه شیاانی ، تنها عضو واقعی صورتم و بازمانده از همه معصومیت و کهره اصیلم رنر کشمانم بود قهوه از روشن روشن که در آفتاب و نور عسلی میشد ، حتی رنر پوست سفیدم هم کند سالی بود با کمک سو ر کام برنز شده بود من یک یلداز فیک از دودم سادته بودم که اه عجیب دلم را میزد… هنگام صبحانه متوجه شدم عمه کند دقیقه ایست به صورتم دیره شده است کنگال را رو ب رویش به حالت ارد رفتم که یدهو ترسید _ کیه پرز ور نپرز زل زدز به من _ دیوونه این کارا کیه میدنی یهو _ فتم ار فدر درت بیارم بیرون صندلی اش را کمی نزدیدم کرد و به حالت مادرانه از موهایم را نوازش کرد _ ددترم کرا اینقدر زیر کشمات ود افتاده ؟ ندنه جز سیگار اون پسره کیز دیگه هم داده بهت دداز ندرده… نگذاشتم حرفش تمام شود ابروهایی در هم ره دورد و میان حرفش پریدم _ نه معتاد نیستم من هرکیزز رو تفریحی امتحان کردم اما راستش پول اعتیاد ندارم پس قاعا سراغش نمیرم وا رنه واسه فراموشی این زند ی ندبت بهترین راهه. نگاهش پر از غم بود پر از افستتوس براز برادرزاده اس که در ابتداز دومین دهه زند ی اش اینقدر دستتته و مغموم از این زند ی بود، باز هم موهایم را نوازش کرد دستش را با مهربانی روز ونه ام زاشت _ کفر نگو یلداز عمه ،شتتاکی نباش اینقدر ،هرکی که از دستتت دادز تو کل زند یت دیلی بی ارزش تر از این بوده که واستتش غصتتته بخورز اینقدر با دودت و من و زند ی لج ندن و نجنر

پیشنهاد:

دانلود رمان این مرد امشب میمیرد نودهشتیا

دانلود رمان شکار خون آشام نودهشتیا

دانلود رمان پاورقی زندگی نودهشتیا

دانلود رمان پاورقی زندگی جلد دوم

دانلود رمان که روزی دل خسته خواهد شد نودهشتیا

 دانلود رمان جدید
رمان

دانلود رمان عاشقانه

رمان عاشقانه

دانلود کتاب بیشعوری

برای دانلود ادرس زیر کلیک کنید
امتیاز 4.33 ( 12 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

توجه داشته باشید برای دانلود روی (دانلــود با فرمـت پــی دی اف (pdf) ) کلیک کنید باکس دانلود

تاکنون 3 نظر ثبت شده است.

  1. این رمان واقعا عالی بود بعد از مدت ها یه رمان عالی به دور داستان های بچه گانه

  2. سلام خانوم زینب ایلخانی به جز ان سه تا رمان قصد ندارن بازم ذمان بنویسند؟چجوری می تونن باهاشون ارتباط برقرار کنک لطفا جواب بدین

  3. من در طول زندگیم 1رمان رو دوبار نخوندم ولی این رمان رو بار خوندم و بازم سیر نشدم تموم رمان هاش محشره فکر نکنم رمان بهتر از این باشه اگر هم باشه در سطح همین رمان هست اونم انگشت شمار


نودهشتیا
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است