Warning: session_start(): open(/var/cpanel/php/sessions/ea-php72/sess_nfe2u0d2r5bhhesam3vmdve3v0, O_RDWR) failed: No such file or directory (2) in /home/iiacom/domains/98iia.com/public_html/wp-content/plugins/easy-digital-downloads/includes/class-edd-session.php on line 414
دانلود رمان تابوی ماه نودهشتیا | دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
خانه » دانلود رمان » دانلود رمان تابوی ماه نودهشتیا
دانلود رمان تابوی ماه نودهشتیا

دانلود رمان تابوی ماه نودهشتیا

دانلود رمان تابوی ماه نودهشتیا

دانلود رمان تابوی ماه نودهشتیا

دانلود رمان تابوی ماه نودهشتیا

نام رمان: تابوی ماه
نویسنده: مریم خسروی کاربر انجمن نودهشتیا
طراح جلد: هستی میردریکوند
ژانر: عاشقانه،تراژدی
خلاصه: محبت و دوست داشتن، گاه تاوان سنگینی دارد. تاوانی به قیمت آوارگی و تنهایی…دوست داشتنِ آدم های اشتباهی، او را از اوج به زیر می کشد! تاوان گناهش را به سنگینی پس خواهد داد. روز و شب درد را به تار و پود روحش می نوازد، اما آینده سخت در حال غافلگیریِ اوست! در انتهایی ترین نقطه و در قلبِ خوشبختی، سیاهی بر تمام روز هایش چیره می شود و دیوِ بدبختی، به پوستِ احساساتش چنگ می اندازد!

پیشنهاد ما

رمان مجرم | مریم خسروی کاربر نودهشتیا

رمان مافیای عشق | سانیا پالیز کاربر انجمن نودهشتیا

*نکته: تابو. از زبان پولی نزی تابو و به معنی مقدس و ممنوع می باشد. طبق آیین پولی نزیان، شخص یا چیزی را که دارای سجیه ? مقدس باشد و از تماس با دیگران ممنوع بود، تابو گویند.
مقدمه:
بادام…شکستم! گردو…شکستم! چقدر این واژه ها برایمان مضحک و خنده دار بودند. کودک بودیم و نمی دانستیم، که شکستن چه تاوان سنگینی دارد! بزرگ تر که شدم، معنیِ “شکستم” هایی که در کودکی می گفتم را بهتر درک کردم. مثلا زمانی که روزگار، با قدرت مرا زیر پا لگدمال کرد، من شکستم! وقتی قلبم به دنبالِ عشق رفت، ولی جوابش تمسخر بود، من شکستم! نمی دانم این شکستن ها تاوانِ چه بود… آن قدر شکستم که تکه هایم در قلبِ زندگی ام فرو رفتند و کم کم بی نفس گوشه ی رینگ افتادم. مثل بازنده ای، که جنون زده به جانِ کیسه ی بوکس می افتد..‌. دچارِ روزمرگی و تکرار شدم. در دنیایم دیگر هیچ رنگ شادی نیست، فقط سیاهی و بی رنگی… نقطه ی تاریک و محو زندگی ام زمانی روشن می شود، که ماه با تمام قدرتش به قلب شکسته ی دنیایم نفوذ کند… و من می دانم که ماه، روزی به قلب دنیایم می تابد!
“بسم الله الرحمن الرحیم”
شروع قصه ی من، مانند شروع فصل پاییز است. در ابتدای فصل، همه چیز زیبا و روح انگیز است، اما به تدریج زیبایی هایش را بادی سهمگین، به تاراج می برد. در ابتدای فصل، هنوز برگ های نارنجی روی شاخه دلبری می کنند، اما در انتها برگ های خشکیده، زیر پای عابرانِ زمان خُرد و خمیر می شوند. سرما کم کم همه جا را فرا می گیرد. و این قلبِ من است، که غرق در آرامش، دست از تپیدن بر می دارد.
پیشنهاد نودهشتیا

دانلود رمان روح نودهشتیا

دانلود رمان تنهایی مطلق نودهشتیا

تاکنون ۱۴ نظر ثبت شده است.

  1. بسیار عالی. از دست ندید این رمان قشنگ رو. به نویسنده توانای این رمان تبریک میگم. آفرین♡♡♡

  2. مریم جانم خوشحالم که بلاخره زحماتت به نتیجه نشست.
    رمان نویسنده ی خوش قلم سایتمون رگباری حمایت بشه!
    پیشنهاد ویژه ی نودهشتیا رو بخونید حتما و از دستش ندید!!

  3. لینک دانلود پی دی اف خرابه!

  4. عالی بود.
    حتما بخونید مطمئنم لذت می برید. ^_^

  5. مریم سلطان!

    خیلی خوشحال شدم که رمانت روی سایت رفت.

    به امید موفقیت❤

  6. سلام و خسته نباشید و موفق باشید و من خوندم کلی لذت بردم و شما هم از دست ندید و…
    عامممم همینا دیگه_^

  7. مریم بانو تبریک میگم که رمانش اینقدر لایک خورده. دلیلشم عالی بودنشه

  8. خیلی الکی همه چیز اتفاق میفتاد.یعنی وسط خوندمش هی به خودت میگی
    ها؟!

  9. رمان بسیار زیبا و خوبی بود
    ولی حقیقتش عاشقانه ی بینش کمی فقط کمی خسته کننده بود

  10. ممنون از نظرات شما عزیزان انشاالله در رمان بعدی نقاط ضعف رو برطرف میکنم و بابت انرژی مثبتتون سپاسگذارم.


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است