ایستایی وجود ندارد ، هر چه هست جوشش و جاری بودن است.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
خانه » رمان جدید » دانلود رمان تندیسگر عشق نودهشتیا
دانلود رمان تندیسگر عشق نودهشتیا

دانلود رمان تندیسگر عشق نودهشتیا

دانلود رمان تندیسگر عشق نودهشتیا

دانلود رمان تندیسگر عشق نودهشتیا

دانلود رمان تندیسگر عشق نودهشتیا

 

دانلود رمان تندیسگر عشق نودهشتیا

صبح به اندیمشک رسیدند و همه با وسایلشان ۱ ساعت های پیاده شدندومحمد صدرا بادیدن قیافه بدون آرایش مهرسا تعجب میکند وبه رضایی مینگرد که با لبخند به مهرسا نگاه میکند ناگهان حدسی از ذهنش عبور میکندو با خود میگوید :-شاید همو دوست دارن؟
حتی حاج خانوم هم از وقتی بیدارشده بود وقیافه بدون ارایش مهرسا را دیده بود لبخندی از سر رضایت بر لبانش نشسته بود.
همه سوار بر اتوبوس وبه سمت پادگان دوکوهه به راه افتادند،بعد از استقرار در پادگان وجابه جایی وسایل همه به مکانی که برای توجیه در نظر گرفته شده بود رفتند.
مهرسا به محمد صدرایی نگاه میکند که میکروفن به دست ایستاده .
. محمد صدرا به خود می آید ۵٫٫٫۶٫٫٫۷ با صدای بسم الرب شهدا والصدیقین
با عرض خوشامد گویی خدمت تمام زوار عزیز
خیلی خوش حالیم که در خدمت شمایییم.
امسال هم مثل سال های گذشته توفیق پیدا کردیم میزبان شما عزیزان باشیم .
….
بعد از اتمام صحبت های محمد صدرابه سمت یاد بود شهدای فتح المبین به راه افتادند .
مهرسا که نه چیزی از جنگ میدانست و نه علاقه ای داشت که بداند هندزفری را داخل گوش هایش گذاشت و به آهنگ از مرتضی پاشایی گوش داد.
باز دوباره با نگاهت
این دل من زیر و رو شد
باز سر کلاس قلبم
درس عاشقی شروع شد
دل دوباره زیر و رو شد با تموم سادگی تو
حرفتو داری میگی تو
میگی عاشقت می مونم
میگم عشق آخریتو
حرفتو داری میگی تو
میدونی حالم این روزا بدتر از همه است
آخه هر کی رسید دل ساده ی من رو شکست
قول بده که تو از پیشم نری
واسه من دیگه عاشقی جاده یک طرفه است
میمیرم بری آخرین دفعه است
پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم
دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم
راستشو بگو این یه بازیه
نکنه همه حرفای تو مثل حرفه همه

دانلود رمان جدید
رمان

دانلود رمان عاشقانه

رمان عاشقانه

دانلود کتاب بیشعوری

اشتراک گذاری مطلب

راهنما

درباره admin :


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است