خانه » دانلود رمان » دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا
دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا

دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا

دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا

دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا

دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا

الا یا ایها الساقی ادرکاسها وناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها خب با سلام قبل شروع داستان بذارید خودمو به دوستان وخوانندگان داستانم معرفی کنم من آرامیس شایسته فرزند ارشد مهندس آرمان شایسته و اولین نوه ونتیجه خاندان شایسته بزرگ و دختر لوس مامی جونم دکی عسل منصوری تک دختر عزیز جون گلم ودر حال حاضر دارای یه

پیشنهاد ما

رمان لیلی سر به هوا | aty.s کاربر انجمن نودهشتیا

رمان تیغ گناه | یاسمن رضایی کاربر انجمن نودهشتیا

بشخی از رمان

لباس وکفش وشالمو پوشیدم دوش عطر خنکم و گرفتم جواهراتمم انداختم رفتم پایین بابرداشتن وسایل اضافه حال بزرگتر شده بود برای مهمونی پایینم بابا با کت شلوار مشکی خیلی شیک ورسمی وایستاده بود مامی جونم کت ودامن بلند عسلی با شال قهوه ای پوشیده بود یه آرایش ملیحم داشت خواهرم کت شلوارسفید وشال پوشیده بود یه کوچولو آرایشم داشت منم بلند گفتم یلام بر شما ای زیبا رویان بزنم به تخته ماشاالله چقدر شما خوشگلید که بابا بهم گفت ای زبون باز زنگ در و زدن مامان باز کرد باباجون اینا وعزیز جون بودن اومدن تو بعد سلام واحوالپرسی بهم تبریک گفتن منم جوابشونو دادم البته عمو وبابایی ومامانی وعزیز جونو بغل کردم زنگ زدن ایندفعه آرش اینا بودن اول از همه مهناز جون با یه سینی بزرگ تزیین شده کادو اومد توودادبه مامان من و مامانم تشکر کردیم بعدشم فامیلاشون اومدم سلام وعلیک کردیم بعد آرش اومد منو باهاشون آآشنا کرد اول از همه پدر بزرگش که مرد مهربونی بود بعدش عمو بزرگشو زنش که هردو مهربون بودن دوتا پسر داشتن که ازدواج کرده بودن و بعدش شوهر ودختر مهناز جون دخترش که خیلی شیرینبود تا خاله ی فولاد زرهش خاله بزرگش دوتا دختر داشت وخاله دومیش ۴ بهم میگفت خاله وبعدیشم سه تا پسر که پسر بزرگش که خیلی هیز بود

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود رمان هویت من چیست نودهشتیا

دانلود رمان گل نیلوفرم نودهشتیا

 

باکس دانلود

    تاکنون یک نظر ثبت شده است.

    1. سلام ببخشید یه رمان هست که یه پسر جوون میخواد چهار تا زن بگیره هیچ کس باور نمیکنه تا اینکه اون واقعا این کارو انجام میده و هر چهار تا زنش تو یه خونه بودن بعد از مدتی اون ۳تا زنش طلاق میگیرن و ۱ از زن هاش باهاش میمونه من اسم رمان یادم رفته کسی میدونه؟ اگه میدونه لطفا بگه!

    
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است