هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
انجمن نودهشتیا
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان جدید » دانلود رمان ثانیه های عاشقی نودهشتیا
دانلود رمان ثانیه های عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان ثانیه های عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان ثانیه های عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان ثانیه های عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان ثانیه های عاشقی نودهشتیا

 

دانلود رمان ثانیه های عاشقی نودهشتیا

یه سال داداش بدبخت منو گذاشتی سر کار .. من – داداشت خودش دوست داره بمونه سر کار ….. من که جواب منفی دادم .. سارا – به خدا دیوونه ای شکوفا … سروش دلش پیش توئه … ولی تو هنوز تو فکر کوروشی … من – مطمئن باش من به کوروش فکر نمی کنم … در ضمن دیگه اسمش رو نبر … تنش تو گور می لرزه .. سارا – کشتی منو … چشم … نور به قبرش بباره … خدا رحمتش کنه … انشاالله همنشین اولیا و انبیا باشه … خوبه؟ … به فکر داداش ما هم باش . پیش بهادری هم رفتی به من خبرش رو بده ببینم چیکارت داشته … باشه ای گفتم و خداحافظی کردم … رفتم تو فکر که خانوم بهادری چیکارم داره … سه سالی بود که درسم رو تموم کرده بودم ولی برام کار پیدا نشده بود … برای اینکه بیکار نباشم شاگرد می گرفتم … من کارشناس کتابداری بودم … و دوست نداشتم هیچ کاری غیر از کار مرتبط با رشته م انجام بدم … عاشق کتابا بودم … کار کتابداری رو دوست داشتم .. برعکس اینکه این رشته رو هیچکس قبول نداشت و به کتابدار هیچ وجهه خوبی بین مردم نداشت…..ولی من به کتابدار بودنم افتخار می کردم .. اکثر مردم اطلاعی درباره ی کار کتایدار ندارن و کتابدار رو کسی فرض می کنن که تو کتابخونه پشت به میز می شینه و هر کس کتاب بخواد بهش می ده … بدون اینکه فکر کنن همون کتابخونه نیاز به یه خط مش و ساماندهی داره … و کار کتابدار فراتر از این چیزاست .. اکثر مردم اطلاع دقیقی از وضعیت کار کتابخونه ها تدارن و حتی در کمال تأسف هستن آدمایی که طرز درخواست کتاب رو هم بلد نیستن … ولی به خودشون این اجازه رو می دن که درباره ی این رشته و کار کتابدار اظهار نظر کنن و بعضا تمسخر … با این حال من به رشته ام … به کار کتابداری عشق می ورزیدم .. شاید کسی ندونه که به کتابدار باید در طول تحصیل از هر علمی به طور کلی مطلب بخونه … چه واحدایی که راجع به اقتصاد … روانشناسی به جامعه شناسی – حقوق – ریاضی … جغرافیا .. فلسفه ….. تاریخ … زبان انگلیسی و فرانسه می گذروندیم . با اینکه تعداد کتابخونه ها محدود و کار برای کتابدارا کم بود. باز هم تلاشم رو می کردم تا کار دلخواهم رو پیدا کنم . برای همین هر ماه می رفتم پیش استادم … خانوم بهادری … که هم رییس کتابخونه ی دانشگاه بود و با بیشتر کتابخونه ها در ارتباط بود تا اگه نیاز به کتابدار داشتن بهشون معرفی کنه … و هم تو دانشگاه بیشتر واحدهای تخصصی رو تدریس می کرد … و قرار بود اگه برام کار مناسبی پیدا کرد خبرم کنه ..

پیشنهاد:

دانلود رمان ثانیه های عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان روشنایی مثل ایدین

رمان بگذار آمین دعایت باشم نودهشتیا

دانلود رمان بغض ترانه ام مشو نودهشتیا

دانلود رمان جان و شوکران نودهشتیا

دانلود رمان جدید
رمان

دانلود رمان عاشقانه

رمان عاشقانه

دانلود کتاب بیشعوری

برای دانلود ادرس زیر کلیک کنید
امتیاز 2.00 ( 2 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

توجه داشته باشید برای دانلود روی (دانلــود با فرمـت پــی دی اف (pdf) ) کلیک کنید باکس دانلود


نودهشتیا
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است