دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آن ها را آشکار می کند.(آنتوان چخوف)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷
خانه » رمان جدید » دانلود رمان جاده های پاییزی نودهشتیا
دانلود رمان جاده های پاییزی نودهشتیا

دانلود رمان جاده های پاییزی نودهشتیا

دانلود رمان جاده های پاییزی نودهشتیا

دانلود رمان جاده های پاییزی نودهشتیا

دانلود رمان جاده های پاییزی نودهشتیا

دانلود رمان جاده های پاییزی نودهشتیا

سریع چرخیدم و به میز تلفن نگاه کردم .تلفن روی آن نبود. پریسا باز هم تلفن را به اطاقش برده بود؟ سریع دستگیره ی در را بالا و پایین کردم، در اطاقش قفل بود. نخیر، پریسا خانم زرنگ شده بود…. با حرص دستم را مشت کردم و ضربه ای به در کوبیدم و آهسته گفتم: –پریسا، درو باز کن ببینم صدای شبیه “تلق” شنیدم .مثل این بود که گوشی تلفن را سریع روی دستگاه گذاشت .دو دقیقه ی بعد در اطاق باز شد و پریسا با طلبکاری بیرون پرید: -چیه؟ پشت در اطاقم فال گوش واستاده بودی؟ -زهر مار، این چه طرز صحبته؟ باز تلفنو برده بودی تو اطاقت چشمم روی تلفن کرم رنگ که در دستانش بود، ثابت ماند. ادامه دادم: -بعله دیگه بردی تو اطاقت، فقط منتظر بودی مامانو بابا بخوابن پریسا اخم کرد: -با دوستم حرف می زدم، به تو چه اصلا -همون دوستت که ده تومن داده پای گیتار؟ گیتار نوی مشکی که هیچ کی تو کلاس نداره، درسته؟ پریسا جا خورد اما خودش را نباخت: -چی می گی اصلا؟ برو کنار ببینم راهش را صد کردم .تلفن را روی تنه ام گذاشت و مرا به عقب هل داد .با آن قد و هیکل، مثل پر کاه بودم .به یک سمت سکندری خوردم .پریسا به سمت میز تلفن رفت .صدایم بالا رفت: -پری به مامانو بابا می گم داری چه گندی می زنی پریسا هم جیغ زد: -برو بگو دروغگو، هر چی می گی دروغ می گی صدای فریاد مادرم از درون اطاق خواب به گوش رسید: -آی الهی من بگم چی بشین شما دو تا، ساعت چهار بعد از ظهره، برین بیوفتین تو اطاقتون دیگه، پری تو مگه پونزده سالته که سر به سر اون پریسای ذلیل شده می ذاری؟ بذارین بخوابیم دیگه هر دو با عصبانیت به یکدیگر نگاه کردیم .پریسا شانس آورده بود، می دانستم چه کار کنم. بالاخره گند کارش در می آمد .آنوقت جواب این بی ادبی ها و قلدریهایش را می گرفت.

منبع:romankade.com
1+
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

درباره admin :

*


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است