ایستایی وجود ندارد ، هر چه هست جوشش و جاری بودن است.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
http://forum.98iia.com/
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » دانلود رمان عاشقانه » دانلود رمان جدید من دختر خیابانی نیستم pdf
دانلود رمان جدید من دختر خیابانی نیستم pdf

دانلود رمان جدید من دختر خیابانی نیستم pdf

من دختر خیابانی نیستم

من دختر خیابانی نیستم

مقدمه رمان

چرا دهانت را به دشنام الوده میکنی؟؟ در خیابان پرسه میزنم اری تیره شب ها دراین سکوت پر از فریاد به جستجوی دره ای ارامش گام برمی دارم نگران من نباش نیامدم تا خود را تباهی بکشانم نمیگدارم فحشا وفساد وگناه روح لطیفم را خدشه دار کند کدامین گناه نکرده ای متهم ام؟؟؟؟؟ بهکدامین گناه قصه ها برپشت سرم می چینی در حالی ک تو هیچ از من نمیدانی خداییم گویی میخواهد مرا در سختی ها دوب کند خدایم نشانی به من بده که بگویی من هستم و منبگوییم خیابانی نیستم…..

خلاصه از رمان انسانی که با خودش تنها باشد انسان نیست ،پس می خواهم تا خود سخن بگویم و درد دل کنم.خود ،راوی غصه هایم باشم و خود نیز سنگ صبور تا زمانی که مادر داشتم روزگارم اندکی بهتر از حالم بود ،مشقاتم کوچک بودند و غصه هایم سبک و هنوز ظلمت کرانه زمان و ضربه های موذی حسرت بر من سپاه نگرفته بودند تا این که بعد از شکست مرا از چهار چوبه قانون قدرت خود به دار بیاویزند اما از وقتی که مادر رفت و با پیوند دردناک خاک پای در آمیخت من از خود تنها نیز تنها تر شدم و همان وقت از ارتفاع طویل زمان با سر به زمین فرود آمدم حال دیگر من در اوج خواستن بودم و او در اوج آسمان و این فاصله بود که به نا حق در بین ما سفره سیاه و تاریک خود را گشوده بود و من بعد از آن تکیده و مبهوت تنها می بایست با اندیشیدن به خاطرات مبهم اما شیرین و تصور چشمان ملیح و نگاه جانسوزش بر سر میل دردناک دلتنگی خود سرپوش بگذارم مادر جان ،ای اسوه عشق و طهارت و زیبایی بعد از رجعت تو آسمان یک دم هم آرام نگرفت ،بارید و باریدو زمین که گلویش از فشار بغض نبود تو ملتهب گشته بود اشک های شور آسمان را فو خورد ،تا شاید بغضش را فرو خورد اما نتوانست و حالا جای تو برای همیشه خالی است ،حتی تخت چوبی من حسرت گرمای وجودت را دارد که بر لبه آن زمانی را می نشستی و دستان سپید پر مهرت را بار شانه های کوچک من وبا لب های گرم و ملتهبت گونه هایم را به زیر ب@@@و*سه های شیرینت به رنگ شرم می ساختی ،بدان که همیشه به یادت بوده و خواهم بود و خیلی زود جسم حقیر خود را پس زده و با روحی سبک بار که متعلق به خودت است با تو مانوس خواهم شد،بدان که واقفم هم اکنون خداوند سخاوت مند این روزگار حریص هم اکنون بهشتش را بر تو ارزانی داشته و ملائک را در پس آن به کنیزی ات گماشته ،گرد گل های بنفشه و یاس و اقاقی را خاک راهت ساخته و از بال های مصور و رنگین شاپرک ها به زیر نور رحمت والای خود برایت آلاچیقی وسوسه انگیز و عریض بنا داشته و تو نیز بر این امر واقف باش که در آینده ای بسیار نزدیک چشمانم را به روی این غرابت تنهایی بسته و روی مطهر و جمیل تو خواهم گشود اما حالا تنها می خواهم بنویسم ،از آغازبنویسم ونه از آغازی که خود چشم به عرصه گیتی گشودم ،بلکه از آغازی…

 

 

توجه لینک مورد نظر حذف شد ..

با عضويت در انجمن نودهشتيا از سايت خودتون حمايت کنيد

مي خواهي با اينترنت رايگان کلي رمان دانلود کني؟
با دانلود اپيليکيشن سروش و پيوستن به کانال نودوهشتيا با ادرس

https://sapp.ir/98iaroman

به راحتي و بصورت کاملا رايگان دانلود کنيد

اگه باور نداري کافيه با يک سيم کارت بدون شارژ و بسته وارد سروش بشي و دانلود کني

قرعه کشي هفتگي يک گيگ اينترنت براي اعضاي کانال
لينک دانلود اپليکيشن سروش
دانلود سرويش براي اندرويد کليک کنيد

دانلود سروش براي اي يو اس کليک کنيد

اگر خواستار حذف این رمان از سایت هستید از بخش تماس با ما در ارتباط باشید.
باکس دانلود
    امتیاز 3.51 ( 67 رای )
    اشتراک گذاری مطلب

    تاکنون ۲۲ نظر ثبت شده است.

    1. چرا رمان کامل نیست؟؟؟لطفا راهنمایی کنید

    2. چرا از صفحه398بع بعدش نیست؟

    3. سلام چرا کامل نیست!

    4. سلام بقيه رمانوكى ميذارين

    5. سلام..خب بالاخره معلوم هست کی بقیشو میزارین یانه؟؟؟؟ اصلا بقیشو میزارین؟؟؟تایپ نشده هنوز؟؟؟

    6. ببخشید خواهشا یه نگاه بندازید ب تاریخی ک اینو گذاشتین حدودا مرداد پارساله…بقیشم بزارید دیگ….کی میزارین؟؟؟؟؟

      • سلام فعلا نویسنده اش اینو تحویل ما دادن دسترسی به نویسده اش نیست بپرسم ازش ما هم مث شما منتطریم

    7. پ ادامه رمان کو؟:(

    8. چرا فقط98 صفحه هست؟؟؟

    9. سلام…خوب چرا نصفس…میدونم‌جواب دادین ولی خوب کانالی نیس که رمانو کامل گذاشته باشه؟! اگه هس لطفا آیدیشو بزارین…

    10. سلام من دنبال رمانی هستم تو همین نودهشتادیا بود،اسم پسره میلاد بود لال بود،عاشق صابکارش میشه واسم صابکارش مهشید بود اگه اشتباه نکنم.میشه اگه کسی میدونه اسم رمان چیه بهم بگه خیلی خیلی احتیاج دارم

    
    نودهشتیا
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است