خانه » دانلود رمان » دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی نودهشتیا
دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی نودهشتیا

دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی نودهشتیا

دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی نودهشتیا

دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی نودهشتیا

دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی نودهشتیا

نام رمان : حریف سرنوشت نمیشی

به قلم : مونا.س

تعداد صفحات :۱۸۵

 خلاصه قسمتی از رمان

دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی مینا دختری جوونه که واسه آیندش برنامه های زیادی داره اما با تصمیم خودسرانه و ظالمانه پدرش حاکی از ازدواج اون با پسرکارفرماش ، تمام برنامه هاش نقش بر آب میشه . پدر شرط ازدواج نکردن مینا با اون پسر رو قبول شدن توی کنکور گذاشته اما اینجاست که قصه رنگ دیگری به خودش میگیره و حوادث اون جور که شما فکر می کنین پیش نمی ره….

پیشنهاد ما

رمان برای من بجنگ ۲ | Anna Banoo کاربر انجمن نودهشتیا

رمان تمام آسمان من | farnaz.@r کاربر انجمن نودهشتیا

بخشی از رمان

در حال چیدن میز شام بود با صدای بلند همه اعضای خونواده رو به صرف شام دعوت کرد بعد از چند . دقیقه کل اعضای خونواده سر میز دور هم جمع شده بودند
پدر همین جور که پارچ دوغ رو برمی داشت به مینا گفت: دخترم برا امشب اماده ای ؟
با تعجب لقمشو قورت داد و گفت :بابا جون دیگه آمادگی نمی خواد یه لباسمو باید عوض کنم که اونم نیم .ساعت قبلش عوض میکنم
پدر قاشق پر از غذا رو نزدیک دهنش برد و گفت: خلاصه می خوام سنگ تموم بذاری دختر
مینا گیج شده بود به نظرش پدر باید این حرف رو به مادر می زد که تو پذیرایی هیچ کم کسری نباشه اما .بازم متوجه منظور پدر نشد و با صدایی آروم به گفتن کلمه چشم اکتفا کرد
پدر مردی بود پنجاه و شش ساله با قدی کوتاه و شکمی گنده که موهای سرش تقریبا تاس شده بود . با همه افراد خونواده مهربون بود و به نظراتشون احترام میذاشت ولی این تا موقعی بود که پای منافع خودش درمیون نباشه وگر نه هیشکی نمی تونست اونو از نظرش منصرف کنه. اون آدم پولکی بود و این مشخصه اش تو تموم دوران زندگیش تابلو بود. اما تا حالا درباره مینا هیچ جبر و اجباری به خرج نداده .بود برا همین مینا اونو جزو آدمای روشن فکر روزگار میدونست
زمان موعود فرا رسید و مهمونا از راه رسیدند ، صدای صحبتاشون تا اتاق مینا که تو طبقه بالا بود هم می رسید ، مینا نگاهی تو ایینه به خودش کرد و بعد از خارج شدن از اتاقش به طرف راه پله ها به راه . افتاد ، داشت از پله ها پایین میومد که با صدای پدر تو جاش میخکوب شد
پدر: خوب من مطمئنم که مینای من و پسر شما زوج خوبی برای هم میشن

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود رمان خواب های من نودهشتیا

دانلود داستان نبض موزیک نودهشتیا

تاکنون ۳ نظر ثبت شده است.

  1. من داستان کامل نخوندم مشخص بود که قلم نویسنده عالیه
    ولی موضوع رمان اصلا برای من گیرا نبودکه بخواد جذبم کنه ادامه بدم به خوندن

  2. رمانش رو کامل خوندم عالی بود

  3. هنوزاولاشم ولی بنظرم عالیه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است