آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد، آزادی خود ماه است كه او را پایبند می كند.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
خانه » دانلود رمان عاشقانه » دانلود رمان حسرت عاشقی نودهشتیا
دانلود رمان حسرت عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان حسرت عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان حسرت عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان حسرت عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان حسرت عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان حسرت عاشقی نودهشتیا

نه فکر نکنم تموم بشه من امشب تموم میشم دفتر زندگی من بسته میشه . هیییی خدایا شکرت خسته خداجووونی خودت کمک کن داغونم داغون ، آهای اونی که داری اینو میخونی میفهمی حالمو فک نکنم امشب بهترین و بدترین شب زندگیه منه هه حتما میگی چراهم بهترین هم بدترین و آخه عروسیه عشقمه عشقم خوشحاله عشقم مردمیشه ولی پس من چی دارم آتیش میگیرم دارم میسوزم و دم نمیزنم چرااا هرچی گریه میکنم آروم نمیشممم دیگه نماز خوندمم آروممم نمیکنه آخه اینم شد قسمت اینم شد حکمت یکی بخنده یکی گریه کنه خدایا ارحم کن به این دلم دیگه کشش ندارهااا سرم گیج میره دهنم تلخ شده آخ جووون خدا یعنی داره تموم میشه .

Created in Master PDF Editor – Demo Version
حسرت عاشقی -زهرا نبی لو
صدای آهنگ میاد یعنی رسیدم خداجوون , به در ورودی تالار خیره میشم قلب از حرکت می ایسته نفسم قطع میشه داغ میکنم چقدر شلوغه هه پس چی که عروس تک پسرشون عروسیه گل پسرشون آه محمد تو با قلب من چیکار کردی ؟؟ماشین گل زده باعث میشه دوباره اشک به چشام هجوم بیاره میشینم زمین توجهی ندارم به اینکه لباس شیری رنگم حالا تبدیل شده به یه لباس کثیف مشکی دیگه برام هیچی اهمیت نداره . از ماشین یه پسر خیلی خوشتیپ پیاده میشه پس عروسش کوو به اینور وانور نگاهی مینداره تا اینکه چشمش به من ماتم زده میفته میترسم خدایا یعنی منووو دید مکثی میکنه رو برمیگردونه بره ولی پشیمون میشه به سمت من میاد قلب بی قراری میکنه لحظه به لحظه نزدیکتر میشه تا اینکه میرسه به دو قدمیم.
کفشای ورنیش از نو بودن برق میزد بس چی که لباس دومادیش بود دیگه خدایا من بکش بوی عطر تلخش پرمیشه تومشامم نفسمم میره و میاد هنوز صورتمو ندیده هنوز نمیدونه من کیم با صدای رساش منو مخاطب قرار میده .
– کمکی از دستم بر میاد خانم
حرفی نمیزنم ادامه میده
– خانم مشکلی پیش اومده
هیچی نمیگم تا اینکه میگه
بفرماید داخل شام عروسیمه مهمون من
قلبم میریزه بلند میشم دیگه طاقتشو ندارم سرم به آرومی بالا میگیرم صورت شیش تیغ شده اش پیراهن سفیدش کت و شلواردومادیش پاپیون دور گردنش وااای خدا امشب نمیرم خیلیه تعجب میکنه جامیخوره چشاشو غم میگیره اشکام جاری میشه با صدای دورگه شده از گریه میگم:
– مرسی ,خوشبخت بشی آقامحمد انشا الله همیشه به شادی
نگاهی به صورت گریونم میندازه هه انگار بغض کردم تو نی نی چشماش غرق میشم ملتسمانه نگاهش میکنم میخاد حرف بزنه ولی نمیتونه زمزمه وار میگه:

پیشنهاد:

دانلود رمان حسرت عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد

دانلود رمان دست خط خدا نودهشتیا

دانلود رمان بی تاروپود نودهشتیا

دانلود رمان ثانیه های عاشقی نودهشتیا

دانلود رمان جدید
رمان

دانلود رمان عاشقانه

رمان عاشقانه

دانلود کتاب بیشعوری

اشتراک گذاری مطلب

راهنما

درباره admin :


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است