خانه » دانلود رمان » دانلود رمان دلمرده نودهشتیا
دانلود رمان دلمرده نودهشتیا

دانلود رمان دلمرده نودهشتیا

دانلود رمان دلمرده نودهشتیا

دانلود رمان دلمرده نودهشتیا

دانلود رمان دلمرده نودهشتیا

نام رمان:دلمرده
نویسنده:رحیمی
ژانر: عاشقانه
pdfتعداد صفحات :۱۷۷
خلاصه:

دلمرده….یه نفس عمیق میکشم وقتی دلت بمیره دیگه اون آدم سابق نمیشی شاید اصلا آدم نشی میگن آدما یه بار عمیق

عاشق میشن چون همون یه باره که نمیترسن از دست بدن ، من دلم مرده ولی تو نمیفهمی….

دانلود رمان

بخشی از رمان:

-خب خانوم محترم حالا میریم ایشی کرد ورفت خودشیفته .بعد از پر کردن پلان من رفتیم سمته کافه تریایی که توی نظر بود رفتیم داخل پلان مخصوص من وارش ومازیار بود بعد از گریم مسئول کافی شاپ به خوبی ازمون استقبال کرد بیشتریا ازمون امضا میگرفتن کافی شاپ رو گرفتیم وشرع به فیلمبرداری کردیم فیلم تموم شد وقتی از در کافی شاپ رفتیم بیرون چند نفری که تعدادشون زیاد بود ازمون عکس انداختن خواستیم بریم سمته ماشین اقای خاکزاد که همون دختر جلو پام ترمز زد ونتونست ماشین رو کنترل کنه وزد بهم پرت شدم کمی اونطرف تر سریع دوید بیرون از ماشین گریه میکرد مثه اینکه تموم ارایشش خراب شده بود بقیه هم که سوژه خوبی پیدا کرده بودند با فلش هاشون کورمون کردن از بس عکس انداختن -اقا خوب هست؟؟؟ ایستادم وتکونی به خودم دادم غیر منتظره دستم رو که خون میومد گرفت اون هم جلوی این همه ادم ارش ومازیار هم با چشم های گرد نگاهمون میکردند فیلمبردارمون هم که انگار شکار صحنه بود با ذوق فیلم میگرفت -دستت خون اومد خوب نیست باید رفت بیمارستان -نمیخواد وسریع دستم رو از دستش کشیدم رفت واز ماشینش دستمالی نخی که سفید بود با گل های ابی اورد وگذاشت روی دستم سرش رو که اورد بالا گفت: -معذرت خواست اعصابم خورد بود با نا مادری دعوا کرد -بیخیال حسابی سوژه امون کردی توی شبکه های اجتماعی واینستاگرام نگاهی کرد به دورمون که شلوغ بود دستش رو کشید رفت سمته ماشینش ولی ایستاد وبرگشت -تو همون پسر صبح نیست؟؟؟؟ -چرا چقدر برخورداتون مناسبه -تو هست معروف درست شنید؟؟؟؟تو اینستا گرام دید پیجت رو

 

باز یه تای ابروم پرید بالا پس تو پیجمم میایی واین رفتارو داری -عجب -ببخشید اگای”اقا”متوسل درست گفت؟؟؟؟ ولبخندی زیبا رو لبش نشست وسوار ماشینش شد ورفت همه شروع به دست زدن کردند چقدر شلوع شده اینجا مازیار:بابا خوشگلـــــه وادای اون دختر رو در اورد اقای خاکزاد خندید فیلمبردار گفت:خب پسرها بهترین پلان انتخاب شد همین پلان میندازمش سر ویدیو -نه

پیشنهاد نودهشتیا:

دانلود رمان در بند تو آزادم

دانلود رمان تاوان خواهم داد اما با عشق

نسخه انلاین بدون نیاز به دانلود این رمان :

 

دلمرده
منبع:romansara.org منبع:romankade.com
4+
اشتراک گذاری مطلب

*


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است