باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست.(کوروش کبیر)
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >>
خانه » دانلود رمان عاشقانه » دانلود رمان شرکت عشق نودهشتیا
دانلود رمان شرکت عشق نودهشتیا

دانلود رمان شرکت عشق نودهشتیا

دانلود رمان شرکت عشق نودهشتیا

دانلود رمان شرکت عشق نودهشتیا

دانلود رمان شرکت عشق نودهشتیا

 

دانلود رمان شرکت عشق نودهشتیا

باشه یکی یکی بفرستشون داخل چشمی گفت ورفت بلندشدم رفتم جلوی پنجره وايسادم تاكيشون بیان تو درو زدن بفرمایدی گفتم در باز شد .
آریا ای پرستو خدا زليلت کن دختر بابا من نخوام کار کنم کیو ببینم اخه به مامان زنگ زده که تو شرکتمون حسابدار میخوان آریا بیاد برای مصاحبه مامانم گیر داد که باید بری پسرم تو الان مرد خونه ایی بابات بازنشسته است حالا نوبته توه که کار کنی. انقدر مامان گفتو گفت تا بلاخره قبول کردم کت و شلوار مشکی رسميو پوشیدم و سوار پرایدم سفیدم شدم. رسیدم به شرکت وای اگه میزاشتی همونجا این دختر خاله ی نخسم پرستو رو خفه میکردم اخه به تو چه دختره ی… استغفر الله ای گفتم و بهش سلام کردم با نیش باز جوابمو داد و کلی تحويلم گرفت کلافه شدم از پرحرفيش وسط حرفش پریدم و گفتم:رئیس اومده -نه هنوز نیومده -باشد پس من میشینم تا اون بیاد وبدون اینکه منتظرجوابی از سمت پرستو برم به سمت صندلی که اونجا بود حرکت کردم وروش نشستم همینجوری داشتم نگاه میکردم که به دختر خیلی خوشگل وخوش هیکل با اخم خاصی وارد شد چه تو دل برویی بود این حتما منشی باید مخشو بزنم آنقدر به دختر فکر کردم زمان ومکان از دستم در رفت و وقتی به اطراف نگاه کردم خبری از پرستوو دختر خوشگله نبود بعد از ده دقیقه پرستو از اتاق رئيس اومد بیرون وا یعنی رئیس اومد من ندیدمش کی اومد کی رفت پرستو اومد سمتم و گفت: آریا پاشو رئيس اومده باشه ای گفتم وبسمت اتاق رئیس رفتم ودری زدم صدای بفرمایدی اومده درو باز کردم
اومای گاد جنیفر لوپز بود عجب هیکلی وایسا وایسا نکن این همون دختره ی که جلو در دیدم اره همون حتما دست راست رئيسه معلومه منم یه همچین کارمندی داشتم دست راستم میکردمش برگشت سمتم که با نیش باز گفتم: سلام خوشگل خانوم رئیس کجاست ؟؟ اخمش غليظ شد وگفت-خودم هستم آقا مشکلی هست یا خدا مكه ممكنه این دختره زیاده زیاد ۱۸ سالش باشه نه حتما داره شوخی میکنه آریا مگه مرض داره حتما رئیسه دیگه یا تنه پته گفتم:عه ببخشید من اخه نمیدونستم معذرت میخوام -تکرار نشه بعد گفت رزومه ی کارتونه رو بدید لطفا بهش دادم ده دقیقه داشت بهش نگاه میکرد که رزومه ی کار مو گزاشت رو میزو ودستشو در هم قفل کردوگفتخب اقای -آریا هستم آریاجهانی – اقای جهانی من چون تازه وارد شرکت شدم تقريبا يه دوماهی میشه که اومدم برای همین افراد وفا دارو خیانت کارو نمیشناسم میخوام شما دست راستم باشيد معدلتون تقريبا خوبه وبرای کار مناسب هستید تقريبا ولی شرایط من وفاداری شماست من اگه شما به من خیانت کنید فقط یه ضرر شماست چون برای من حتی ۲۰۰ میلیارد پولی نیست ولی اگر خیانت کنید تاوان بدی دارید اگه پل نیاز داشتید از خودم بگیرید قبوله لبخندی زدم وبعد دودقیقه فكر دیدم اره خیلی هم عالیه پس برای همین قبول کردم.
ممنون خانوم… -من-…. صدای در اتاق اومد گفتم بفرماید که رئیس بهم غضبناک نگاه کرد خب مگه چی گفتم لبخندی ژگوندی زدم تا همه چی ماس مالی بشه پرستو اومد تو وگفت-بيتا خانوم آريا قبول یا نفرات بعدی رو بفرستم

 

 

دانلود فایل pdf

باکس دانلود
    امتیاز 3.00 ( 2 رای )
    اشتراک گذاری مطلب

    *

    code

    
    نودهشتیا
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است