به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
خانه » تراژدی » دانلود رمان غلندر بی خواب نودهشتیا
دانلود رمان غلندر بی خواب نودهشتیا

دانلود رمان غلندر بی خواب نودهشتیا

دانلود رمان غلندر بی خواب نودهشتیا

دانلود رمان غلندر بی خواب نودهشتیا

دانلود رمان غلندر بی خواب نودهشتیا

نام نویسنده: ژیلا.ح (کاربر انجمن)

نام رمان : غلندر بی خواب

ژانر : عاشقی ،تراژدی، طنز

هدف از نوشتن رمان:  قضاوت نکردن زود، موضوع جدید ، شادی و غم کنار هم، بیان کردن کمی از حقیقت.

خلاصه رمان:

میگویند شب دراز است و غلندر بیدار…امشب انگار طولانی تر از شب های دیگر است…امشب غلندر همیشه بیدار هم گویی به خواب رفته ..واین منم…نفس فرهان…غلندر بی خواب تو ….

شب دراز است وغلندر خواب است…

این منم

تاخود صبح بیدارم…

بخشی از رمان:

نمیدونم از کجا شروع کنم. همه چی از اون دانشگاه رفتن لعنتی شروع شد.همیشه بهترین و بدترین اتفاقا وقتی میوفته که ادم فکرشو نمیکنه.حتی فکرشم نمیکردم این همه درس خوندنم واسه قبول شدنم تو دانشگاهی که ارزوشو داشتم یه روز بشه بلای جونم.یادش خیر وقتی فهمیدم قبول شدم چقدر خوشحال بودم.نمیدونم اسمشو بزارم خوب یا بد ولی هرچی که بود باعث شد مسیر زندگی من به کل عوض شه.

باصدای نفس نفس گفتن آرشان به خودم اومدم.سریع دفترخاطراتمو بستمو گذاشتم تو کوله پشتیم.اشکامو با آستین مانتوم پاک کردم و بیشتر تو خودم مچاله شدم.کل باغ رو روسرش گذاشته بود و دنبال من میگشت.عمرن اگه ازینجا بیام بیرون.اینجا پناهگاه امن منه.!  جایی که دور از هر زورگویی و هر بشری میتونم آروم گریه کنم،دونه دونه اشکامودردامو بشمرمو چند خطی بنویسم.جلومو چند تا شمشاد بزرگ پوشونده بود باعث میشد کسی نتونه پشت اینجا رو ببینه .از طرفی فضای باغ انقد بزرگ بود ک فک نکنم بتونه اینجا پیدام کنه.باز صداشو شنیدم : نفس به خدا اگه گیرت بیارم…خودت میدونی بعدش چی میشه!پس بیا بیرون قبل از اینکه خودم پیدات کنم!!

میخواستم بلند داد بزنم : بیام بیرون که چی بشه؟ باز بهم زور بگی؟ باز تحقیرم کنی؟ بازم هرچی دلت میخواد نثارم کنی؟ برو همه ی این زورگوییاتو سر دوس دخترات خالی کن،سر اونام دادبزن،مگه من گناهم چیه که شدم مثه کیسه بوکس اتاقت؟ باحرفات فقط بلدی داغونم کنی!!!

اما فقط دلم میخواست!نمیتونستم بهش بگم،نمیتونستم! در برابر این پدروپسر تنها عکس العملی که سرغم میاد بغضیه که ته گلوم میشینه.

پیشنهاد: دانلود رمان قاصدک ها در راهند

دانلود رمان جدید
رمان

دانلود رمان عاشقانه

رمان عاشقانه

دانلود کتاب بیشعوری

اشتراک گذاری مطلب

راهنما

درباره 90 :

تاکنون ۲۶ نظر ثبت شده است.

  1. نویسنده رو با نظرات ارزشمندتون دلگرم کنین 🙂

  2. با سلام تنها چیزی که راجب رمانتون می تونم بگم اینه که حفره های زیادی داشت که البته اون ها هم با توجه به این که اکثر قسمتها بصورت خاطره بیان شده بودند قابل درک بود چون در واقع خاطرات جزئیات زیاد و دقیقی ندارند به هر حال از خوندن رمانتون لذت بردم و در اخر داستان همپای نفس بغض کردم ممنون از تلاشتون و راجب به ژانر داستان هم باید بگم خب طنز نبود یا لااقل اونقدر که انتظار داشتم نبود . امیدوارم شاهد کار های بهتری از شما باشم و روزی برسه که رمان های شما به فروش بین المللی برسه

  3. ممنون از نظرتون
    بله با توجه به تایم کم من خودم هم قبول دارم که بعضی جاها مثل اکیپ دوستاش و بعضی موارد دیگه یکم مبهم گفته شده بود که قرار بود جلد دوم حسابی توضیح بدم اما متاسفانه نشد
    امیدوارم از رمان های بعدیم آراس و پرسه در حوالی شعر خوشتون بیاد

  4. با تشکر از نویسنده عزیز خیلی رمان زیبایی بود واقعا لذت بردم. موضوع متفاوت و جذابی داشت. داستان کلیشه ای و تکراری نبود. واقعا زیبا .منتظر آثار بعدی نویسنده هستم.

  5. با تشکر از نویسنده عزیز خیلی رمان زیبایی بود واقعا لذت بردم. موضوع متفاوت و جذابی داشت. داستان کلیشه ای و تکراری نبود. واقعا زیبا .منتظر آثار بعدی نویسنده هستم.

  6. به نظرمن رمان جالبی بود با یه سبک جدید میتونم با چند تا کلمهی کوچیک بگم ک
    این رمان به طور افتضاح عالی بود. ❤️

    و یه چیزی ک توی این رمان نظرمو جلب کرد شخضیت دختره و کارایی بود ک انجام میداد دوسشون داشتم

    و اینکه نویسنده خیلی ازت مممنونم به نوشتنت ادامه بده منتظر بعدیا هستم موفق باشی❤️

  7. عزيز دلم عالى بود

  8. سلام دوست خوبم
    رمانتون بسيار عالى بود و به همه پيشنهاد مى كنم از دستش ندن . رمانى با لحظه هاى خاص و بسيتر زيبا
    موفق باشى دختر پر تلاش

  9. بسیار ممنون از نظرات قشنگتون ک منو مورد لطف قرار دادین

  10. ممنونم از نظر قشنگتون لادن و زهرا و سماته جان . خیلی دلگرمم کردین

  11. و پریا ی گل.

  12. واقعا 1۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰لایکم برای این رمـــان بسیــار زیبا کمه
    نویسنده عزیــز واقـــعا قلــم بسیــار زیبایی دارید من ک ب شخصه منتظر رمان های بیشتــری از شما هستـــم

  13. چرا چرا ارشان باید بمیره اخ چرا این کارو کردی ارشان نباید میمرد خواهشا یه دیگه بنویسش ولی ارشان زنده شه خواهش میکنم یا خدا اخ چررررررراااااااااااااااااا؟

  14. اینکه فلش بک میی زد به عقبشو دوس داشتم و اخرشم خیلی غیر قابل منتظره تموم شد . واقعا رمان قشنگیه

  15. این قدرام دیگه نیست . این لطف شماست دوست عزیزم .
    و ممنون از وقتی که صرف خوندن رمان من کردین و من رو مورد محبتتون قرار دادین . دو تا رمان البته در حال تایپ دارم . یکی آراس و اون یکی پرسه در حوالی شعر که امیدورام ازشون خوشتون بیاد .
    با تشکر
    نویسنده

  16. روژان خانوم اگه آرشان زنده می موند به نظرتون یکم خیلی تکراری نمی شد ؟ این رمان یکم بر اساس واقعیت هم هست و ژانر هم ک تراژدیه ‌ در نتیجه بر اساس بعضی از واقعیت ها این اتفاق توی رمان افتاد ‌ . البته امیدوارم ازش خوشتون اومده باشه و دوسش داشته باشین

  17. چرا دانلود نمیشه رو کدوم باید بزنم رو سبزه که میزنم یه برنامه الکی میاد

    • بکس دانلود روی دانلــود با فرمـت پــی دی اف (pdf) کلکیک کنید

  18. عزیزانی که رمان رو می خونید بعد از تموم شدن رمان نظر یادتون نره ؛)

  19. عالییییی بود

  20. امروز داشتم برا خودم نالوطی گوش می کردم… دوباره دلم هوای آرشان و نفس رو کرد..
    یه بار دیگه خوندمش!
    و باهاش زندگی کردم :))
    مرسی ازت ژیلای عزیزم عالی بود عالییی

  21. ببخشید من نویسنده ای تازه کار هستم میتونم از قسمت های رمانتون استفاده کنم

  22. دقیقا از چه قسمت هایی ؟
    اگه نام نویسنده ذکر بشه فک نکنم ایرادی داشته باشه .
    چون همه ی متن ها رو خودم نوشتم و در حق من ظلم می شه ی جورایی.

  23. در غیر این صورت اینکارو نکنین و دزدی ادبی محسوب می شه .

  24. سلام ژیلا جونم
    خیلی هم عالی بود این رمانت بسی لذت بردم 🙂
    به امید روزی که آراس بره روی سایت …


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است