عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۷
خانه » دانلود رمان عاشقانه » دانلود رمان فردا بدون من نودهشتیا
دانلود رمان فردا بدون من نودهشتیا

دانلود رمان فردا بدون من نودهشتیا

دانلود رمان فردا بدون من نودهشتیا

دانلود رمان فردا بدون من نودهشتیا

دانلود رمان فردا بدون من نودهشتیا

نام رمان: فردا بدون من

نویسنده: آتوسا مهریار

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۲۲۴۷

خلاصه رمان:

“قصمون درباره ی دختریــہ ازجنــس صــبرواستقـــامت…
دختـرشیــطونــــی کـــہ شخصیت شادش و پشت نقــاب سخت غرورش مخــفی کرده
اماچـــرا؟
_ چون ضـــربہ خورده…!
حتمامیگیدازکــی
_ازکسایی کہ حتی فکرشــم نمیــکرد،ازکسایی کہ عاشقانہ دوسشون داشت…
ولی قراره سـرنوشـت این دخترهمیشہ تلخ بمونہ؟”

بخشی از رمان:

عدپیداکردن کلاس موردنظرم داشتم بالبخندمیرفتم سمت کلاسم کہ یکی محکم خوردبهم کہ
گوشیم پریدبالاوبعدیہ چرخش افتادزمینو خوردوخاکشـــیـرشدباعصبانیت بہ چشای قهوه ای
طرف نگاه کردموتادهنم وبازکردم کہ بهش بتوپم گفت :
“معذرت میخوام خانوم من عجلہ دارم “
یہ برگہ ازتوکیفش درآورد،یہ چیزی توش نوشتوگرفت سمتم وهمونطورکہ میرفت سمت
کلاسی کہ من میخواستم برم گفت:
“زنگ بزنید خسارتتونومیدم”
بعدجمع کردن جنازه گوشـیم یہ نگاه بہ ساعت مچیم انداختم کہ دیدم نیــم ساعت ازکلاس
گذشتہ مطمئنا استادش هرچقدم خوب باشہ دیگہ راهم نمیده ،بیخیال کلاس شدم ورفتم
سمت کافہ ای کہ بیرون دانشگاه دیده بودم انصافاکہ کافی شاپ شیک وخوشگلی بودگوشہ
ترین قسمت کافی شاپ کہ بہ همہ جادیدداشت وانتخاب کردم کہ بتونم همہ رودیدبزنم
بعداومدن پیش خدمت کہ یہ پسرجیگر خوش تیپ بودازاونجایی کہ صبحونہ ام نخورده بودم
یہ کیک وقهوه سفارش دادم تقریبایہ ربع دیگہ مونده بودکہ اون کلاسی کہ بهش نرسیدم
تموم شہ

منبع:romankade.com
1+
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

درباره 90 :

تاکنون ۳ نظر ثبت شده است.

  1. سلام میشه رمان منی که سخت میگیرم و فرستاده رو بذارید

    0
  2. جالب بود خیلی تاثیر بر انگیزه و با پایان غیرقابل پیش بینی

    0
  3. باسلام و تشکر از نویسنده محترم رمان فردا بدون من.
    کاش همیشه تو رمانا شخصیت اصلی قصه که اینجا همون آرام باشه کشیده میشد به سمت همون مرد عاشقی که دیووانه وار دوستش داره مثل کیانوش….اهورا اما به نظرم یه عاشق واقعی نبود چون یه عاشق نه شک میکنه و هیچ کدوم از کارایی که خوندیم!!یه عاشق فقط یه عاشقه و تمام!!!و البته باید بگم آرام قصه کاش فقط عاشق یه نفر میبود و یه کمی سخت برخورد میکرد!!!کاش داداشش که اول داستان انقد باهم خوب بودن بخاطر سه سال نبودنش دنبالش میوفتاد و هواشو داشت..کاش آرام انقد سریع با همه ارتباط برقرار نمیکرد…و آفرین که داستان متفاتی نوشتین گذشته از انتقادایی که کردم و کاملا از روی ادب و نظر شخصیم بود و اینکه بانو مهریار عزیز منتظر رمان های جدید به قلم شما هستیم!!!

    0

*


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است