امام علي(ع):هر كه نگاه خود را از حرام باز دارد دلش آرام خواهد شد.
رماان
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان جدید » دانلود رمان فریاد زیر اب نودهشتیا
دانلود رمان فریاد زیر اب نودهشتیا

دانلود رمان فریاد زیر اب نودهشتیا

دانلود رمان فریاد زیر اب نودهشتیا

دانلود رمان فریاد زیر اب نودهشتیا

دانلود رمان فریاد زیر اب نودهشتیا

 

دانلود رمان فریاد زیر اب نودهشتیا

نادر تورو خدا !بابا ورشکست شده …حتی یه سقف رو سرمون نداریم …من اگر با تو ازدواج نکنم آقا بزرگ عاقمون می کنه، بابا مریضه خرج درمان باران رو از کجا بیاریم؟ نادر تورو خدا دلت به حاله اون بچه بسوزه …اصلا من زنت می شم اما تو برو با پریچهر باش !من که حرفی ندارم… – هه …بارش می گم بچه ای نگو نه !زیاد رمان خوندی نه؟ !این کارا شاید در حد تو باشه اما پریچهر کلاسش بالاتر از این حرفاست… آری کلاسش بالاست، کلاسش در حد جام های شرابی که جرعه جرعه می نوشد، در حد خنده های مستانه ای که سر می دهد، بالاست! – من نمی گم، خودت بگو بزار آقا بزرگ از تو دلخور شه …من به خاطر تو با آینده ی باران بازی نمی کنم! می خندد …بلند و تحقیر آمیز !… – می تونم همین امروز بگم تورو با کسی دیدم و آوارتون کنم !می دونی آقا بزرگ دختر دوست نیست در نهایت من تنها کسی ام که اسم فامیلش رو نگه می دارم …پدر من پسر موفقشه، هم ور شکست نشده هم بچه اش پسره .نه مثل عمو که تو رو داره و اون باران که بعید می دونم تا چند سال دیگه زنده باشه. تنها دلخوشی این روز ها سیلی است که به صورتش نواختم… – تو یه حیوونی …چه جوری راجع به مرگ یه بچه ی پاک و معصوم حرف میزنی؟ تو چه جور دکتری هستی؟! مچ دستم در فشار انگشتانش، زجه می زند از درد… – حقیقت، عین ته خیار می مونه !مادر خدا بیامرزت هم که …از نظر آقا جون و خانوم جون یک فاحشه است!… – خفــــه شـــــو! چانه ام در میان انگشتانش مچاله می شود: – می گی منو نمی خوای و می ری منم در اِزاش….تا آخر عمر خرج بابات و باران رو می دم! پوزخند می زند و ادامه می دهد: -تا هر چند وقت که زنده باشن!… آری خش خش این برگ ها عجیب شبیه غرور خزان شده ی من است . پدر، پدر عزیزم شکست …نه از حرف من …نه از نخواستن من …حقیقت را می دانست. از این که برای خرج درمان باران ترد شدم و هیچ کدام دم نزدیم شکست …از این که توانایی پشت پا زدن به این نابرادری ها، این ناپدری ها را نداشت، شکست …از این که جلوی رویش عشقش را، همسرش را و بعد دخترش را

دانلود رمان جدید
رمان

دانلود رمان عاشقانه

رمان عاشقانه

دانلود کتاب بیشعوری

برای دانلود ادرس زیر کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 3.09 ( 35 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

توجه داشته باشید برای دانلود روی (دانلــود با فرمـت پــی دی اف (pdf) ) کلیک کنید باکس دانلود


نودهشتیا
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
سئو سایت