عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
کاربرانی که با تلفن همراه وارد سایت میشوند ، چنانچه که بخواهند به انجمن سایت، ثبت نام،چت روم و قسمت های دیگر دسترسی پیدا کنند د ر کادر (برو به) که در صفحه مشاهده میکنید ، جستجو کنید >>
خانه » دانلود رمان عاشقانه » دانلود رمان مرکب سیاه چشمانش نودهشتیا
دانلود رمان مرکب سیاه چشمانش نودهشتیا

دانلود رمان مرکب سیاه چشمانش نودهشتیا

دانلود رمان مرکب سیاه چشمانش نودهشتیا

دانلود رمان مرکب سیاه چشمانش نودهشتیا

دانلود رمان مرکب سیاه چشمانش نودهشتیا

دانلود رمان مرکب سیاه چشمانش نودهشتیا

خيرق ميشم به لوستر گرد كريستالى اتاقم كه پركانه هايى بى رنگ ك رك مانند خودـ رك به ركل باد كولر بدكف ارادق مثل خودـ ، تاب ميخودند
مثل خودـ كه تول اين همه ساؿ كه عمر كردـ، هركى دلش خواست منو تابوند
نه ، اما نه مثل ديركز ، اشكم از گوشه چشمم پايين مياد كه با اكمدنش ركل زخم كنار موهاـ ميسوزكندـ مثل الانم، نه مثل سه ساؿ پيشم
راست ميگن ، ميگن محبت زياد دشمنى ميارق
ديشب با چشمال خودـ محبت خار شدمو ديدـ ، ديدـ ، كلى بود ، تاحالا فكر ميكردـ نه
به قوؿ حاتم خر شدـ ، مظلوـ شدـ ، ديدـ ك خفه خوف گرفتم
مانتو ابى اسمونى ال كه ديشب با كسواس انتخاب كردـ بپوشم تا دؿِ به خياؿ خودـ نامزدـ ك ببرـ تو شاؿ حرير گلدارـ از چند جا نخ ، شلوار جين سومه ايم به پاهال بدكف حركتم چسبيدق بود ، تنم زار ميزد كش شدق بود
ك نيم صبحه ٥ نگاهى به ساعت كوچك پا تختيم ميندازـ
خاطرات ديشب دكبارق تول ذهنم تكرار ميشه
نبود ، كلى نبودـ ، حرفال فرهادل كه فكر ميكردـ ماؿ منه من ماؿ اكنم
با اسمش كه تول ذهنم اكو ميشه هق هقم بالا ميرق ك خودمو رها ميكنم از ديشب بغض سر گلوـ موندق بود ك حالا رها شد
اصلا مهم نيست كه موهاـ ، كليپسمو ميكشم ، حاؿ خودمو نميفهمم ركل تخت ميشينم ك شالمو ميكشم بدـ مياد از موهايى كه فرهاد بلندل ك رنگ طلاييشونو دكست داشت بدـ مياد ، كشيدق ميشن
بدـ ميػػػاد
صدال ماماف ك باباـ كه التماس ميكردف درك باز كنم بد تر صدامو بلند ميكرد
، تا اكنجايى كه ميتونم كوتاق ميكنم ، قيچى ال كه ركل ميز مطالعاتم بود برميدارـ ك موهامو ميچينم ميچينم موهايى رك كه ميگفت ، كوتاق ميكنم موهايى رك كه اكف نامرد دست توشوف ميكشيد ك بوسه ميزد تا من زندـ كوتاق نكن
حرفال پدر مادر دلخوف پشت درك نميشوـ كه خانم دكترشونو هميشه تو سرـ ميزدف امشب هرزق صداش ميكرد

 

دانلود فایل pdf

باکس دانلود
    امتیاز 4.17 ( 6 رای )
    اشتراک گذاری مطلب

    *

    code

    
    نودهشتیا
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است