خانه » دانلود رمان » دانلود رمان نقطه آخر خط نودهشتیا
دانلود رمان نقطه آخر خط نودهشتیا

دانلود رمان نقطه آخر خط نودهشتیا

دانلود رمان نقطه آخر خط نودهشتیا

دانلود رمان نقطه آخر خط نودهشتیا

دانلود رمان نقطه آخر خط نودهشتیا

آرام دختری ساله شیطون ، مغرور ، حساس و ته تغاری خانواده آقایی ۴۱

دختری که با دل بستن به ماهان تک فرزند آقای فلاحی و دوست صمیمی پدرش راهش عوض میشه و باعث تغیراتی تو زندگیش میشه دختر قصه ی ما، ماجرای پیچیده ی زندگیش از مسافرتش به شمال شروع میشه…

_آرام ؟ آرام مامان؟!! +هوممم؟؟؟ _ آرام پاشو دیگه ! +… _ آرام؟؟ بالاخره صدایش قطع شد ؛ سرخوش فکر می کردم دیگه بی خیالم شده که یهو جیغ کشید
_آرامـــــــــ
با ترس از جا پریدم : واای مامان اگه بزاری دو دقیقه بخوابما !!
_ پاشو دیگه مگه نمی خواستیم بریم شمال؟! پاشو؛ سریع آماده شو الان عمو صدرا اینا میان هااا..!!
با شنیدن این جمله ی مامان سریع بلند شدم و به سمت سرویس بهداشتی رفتم و در همان حین گفتم: چشمممم بیا بلند شدم خوبه

 

مامان اول سری به نشانه تأسف تکون داد؛ بعد لبخندی زد و رفت بیرون از اتاق …رفتم سمت کمدم و یه مانتو آبی کاربنی و شال و شلوار قد نود سفید برداشتم؛ یه کوله

و کتونی سفید و آبی کار بنی هم کنارش گذاشتم .

سریع آماده شدم و به یه برق لب بسنده کردم؛ زیاد اهل آرایش نبودم.
تو آینه به خودم نگاه کردم ؛ چشم و ابرو مشکی با موهای بلند هم رنگ ابروهام که تا کمرم می رسیدن، با صورت گرد ۴۶۱ و نسبتاً سفید …اندامم هم رو فرم بود قدم نه زیاد بلنده و نه زیاد کوتاه ؛ یه جورایی متوسطم ؛ .
گوشی و هدفونم رو انداختم تو کوله و د برو که رفتیمممم پیش به سوی شمااااللل !!!
سال پس پیش پیش به فکر ۴۱ سالمه چند روز دیگه میرم تو۴۱ آها راستی یادم رفت خودمو معرفی کنم من آرامم کادو باشین…ههههه…
خب کجااا بودممم؟؟ آهاااا داشتم می گفتم یه دختر بیش از حد شیطون و ته تغاری خانواده آقایی یه داداش دارم !!! سال از خودم بزرگتره و البته عخش منهههه گفتممم یه وقت نخوایین تورش کنین هاااا هههههه ۱ اسمش آرتامه و

پیشنهاد ما:

دانلود رمان فرار از خواب

داستان کلبه وارونه

منبع:romankade.com
23+
اشتراک گذاری مطلب

*


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است