شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم.
انجمن نودهشتیا
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » دانلود رمان عاشقانه » دانلود رمان چشمان پر ستاره نودهشتیا
دانلود رمان چشمان پر ستاره نودهشتیا

دانلود رمان چشمان پر ستاره نودهشتیا

دانلود رمان چشمان پر ستاره نودهشتیا

دانلود رمان چشمان پر ستاره نودهشتیا

دانلود رمان چشمان پر ستاره نودهشتیا

 

دانلود رمان چشمان پر ستاره نودهشتیا

معذرت میخوام، صدامو بلند کردم .تحت شرایط استرس خیلی بدی هستم . گفتم :درکت میکنم .خودم هم این دوره رو تجربه کردم ولی محمدم سلامتیت واجب تره .یک خورده استراحت کن …الان غذا آماده میشه. به آشپزخانه رفتم و غذایی که شب قبل درست کرده بودم را گرم کردم یک ربع بعد محمد را صدا کردم .استانبولی پلو داشتیم . گفت :آجی دستت درد نکنه خوشمزه بود .عین استامبولی مامان بود . دیدم در چشماش اشک جمع شد. گفتم :محمد !دلت واسه خونه تنگ شده؟ درحالیکه بغض کرده بود گفت :آره طفلکی !تو این بیست روزیکه که به مشهد آمده بودیم هنوز به نیشابور نرفته بودیم .چون جمعه ها هم صبح کلاس فشرده داشت .فقط یکبار شهلا و شهین آمده بودند و آقا رضا هم دو بار به ما سر زد و چیزهایی که مامان برایمان فرستاده بود، آورد .عجیب بود که مامان و بابا به ما سر نزدند هر وقت پشت تلفن میگفتیم”کی شما میاید مشهد؟” یک جورایی طفره میرفتند . گفتم :داداشی غصه نخور .دوست داری آخر هفته بریم نیشابور؟ گفت :کلاسم چی؟ . صبح راه میفتیم میایم ۵ -خب بعد کلاست میریم .شب هم میمونیم فرداش مثل اون موقع ها که دانشجو بودم . از شنیدن این خبر ذوق کرد و گفت :باشه. محمد ظرفها را جمع کرد و گفت :تو خسته ای برو بخواب خودم ظرفها رو میشورم گفتم :نه داداش جان !شما فعلا درساتو بخون اگه نیاز به کمک بود خودم صدات میکنم. من خود خواه شده بودم از موقعیکه به مشهد آمده بودیم فقط دنبال پیدا کردن کار و سر وسامان دادن کارهای خودم بودم .هیچوقت از محمد در مورد کلاسها، پیشرفت درسی اش و مشکلاتش سوال نکرده بودم و خلاصه حال و احوالش را نپرسیده بودم .هرچند که مامان و بابا هرشب زنگ میزدند و حالمان را میپرسیدند و مامان قربان صدقه محمد میشد ولی مثل اینکه کافی نبود . به خودم قول دادم بیشتر هوای محمد را داشته باشم .کافی بود فقط یک قولی به خودم بدهم آنوقت اگر سرم میرفت قولم نمیرفت و به محض اینکه به قولم عمل نمیکردم، انگار یک خوره به جانم می افتاد و وجدان درد میشدم بیا و ببین !!!

پیشنهاد:

دانلود رمان چشمان پر ستاره نودهشتیا

دانلود رمان اسوه ی نجابت نودهشتیا

دانلود رمان مرهم تنهایی نودهشتیا

دانلود رمان صدای پای خدا نودهشتیا

دانلود رمان پرواز را به خاطر بسپار

دانلود رمان جدید
رمان

دانلود رمان عاشقانه

رمان عاشقانه

دانلود کتاب بیشعوری

برای دانلود ادرس زیر کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 3.83 ( 60 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

توجه داشته باشید برای دانلود روی (دانلــود با فرمـت پــی دی اف (pdf) ) کلیک کنید باکس دانلود

تاکنون 4 نظر ثبت شده است.

  1. دانلود رمان ها خیلی سخته ،اصلا نمیشه دانلود و ذخیره کرد ،چرا ؟؟؟

    • سلام توی دانلود باکس میتونید دانلود کنید با دانلود منیجر دانلود کنید

  2. سلام کلافه شدیم از بس که همه ی رمان ها با یک پسوند هستند من چند ساله کاربر این سایت هستم کاش نسخه اندروید رومان ها هم گذاشته بودید و اینکه کیفیت رمان ها بشدت پایین اومده هر رومانی که میخونی فقط یک موضوع داره یک پسر فوق العاده پول دار و خوشبخت یه دختر عاشق و گاها بدبخت کاش یکم نویسندگان عزیز بیشتر دقت میکردند چون موضوع هر چی متفاوت تر باشد خواننده بیشتری رو جذب میکنه.
    با تشکر از همه ی دوستان عزیز


نودهشتیا
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است