نیکوترین عادت تفکر است و حکمت زاده تفکر.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
http://forum.98iia.com/
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان اجتماعی » دانلود رمان کاکتوس نودهشتیا
دانلود رمان کاکتوس نودهشتیا

دانلود رمان کاکتوس نودهشتیا

دانلود رمان کاکتوس نودهشتیا

دانلود رمان کاکتوس نودهشتیا

دانلود رمان کاکتوس نودهشتیا

 

دانلود رمان کاکتوس نودهشتیا

دقیقا مثل دیو شده بود، یه هیولای ترسناک. محکم من و به دیوار می کوبید و داد می زد. . که الکلی بشی ، که تو روی من بایستی ، _ من تورو این جا نیاوردم که هر غلطی دلت خواست بکنی . یاد بگیری چطوری از پس خودت بر بیای. این غلطا رو تو خیابونم میتونستی بکنی ، میخواستم خانوم بشی بغض خفه م کرده بود و اشک تو چشمام حدقه زده بود. نتونستم جلوی جاری شدن اشکام و بگیرم. نوید با دیدن اشک من چشماشو بست و دندوناش و روی هم سایید. _ دیگه هیچ وقت مثل آدمای ضعیف اشک نریز احمق.

۲۸ رمان کاکتوس پارت

تعطیلات تموم شده بود و من همچنان خونه نشین بودم. نوید تا مدت ها من و از کار کردن منع کرده بود، کلافه شده بودم و مصرف سیگارم هر ساعت بیشتر می شد. عادت کرده بودم تمام روز و منتظر اتمام ساعت کاری اشکان بمونم تا بیاد و من و از کلافگی در بیاره. اشکان من و تا دم خونه رسوند و کاری براش پیش اومد و ، آخر هفته بود، بعد از کلی خیابون گردی و خوش گذرونی رفت. نوید هم نبود، تو خونه تنها بودم، چشمم خورد به در اتاق نوید، تو این مدت طولانی که نزدیک به یکسال میشد اجازه نداده بود حتی یکبار هم واردش بشم. حس کنجکاویم گل کرده بود. از جا بلند شدم و قدم به قدم به اتاقش نزدیک شدم. در اتاق و باز کردم و وارد شدم، همه چیز مرتب و تمیز بود، یه تخت دو نفره که کنارش چراغ خواب گذاشته شده بود و میز کار چوبی که دقیقا پایین پنجره اتاقش قرار گرفته بود. کشوی میزش رو از کنجکاوی باز کردم. لابه لای خرت و پرت و پاکت های خالی سیگار یه عکس پیدا کردم. عکس قدیمی از یه دختر که تو بغل نوید گرفته شده بود. شبیه نوید بود، عکس رو برگردوندم که چشمم خورد به متن نوشته شده ( ای کاش نمی کُشتمت ، تا یادم بمونه چقد ازت متنفرم. خواهر کوچولوی من سارا ) از ترس عکس و به زمین انداختم دستم و گذاشتم روی قلبم و دست دیگه ام و به صورتم کشیدم. باور نکردنی بود، شاید یه شوخی مسخره یا … مگه میشه نوید تونسته باشه کسی رو از بین ببره؟ اونم خواهرشو؟

 

منبع:romankade.com
با عضويت در انجمن نودهشتيا از سايت خودتون حمايت کنيد

مي خواهي با اينترنت رايگان کلي رمان دانلود کني؟
با دانلود اپيليکيشن سروش و پيوستن به کانال نودوهشتيا با ادرس

https://sapp.ir/98iaroman

به راحتي و بصورت کاملا رايگان دانلود کنيد

اگه باور نداري کافيه با يک سيم کارت بدون شارژ و بسته وارد سروش بشي و دانلود کني

قرعه کشي هفتگي يک گيگ اينترنت براي اعضاي کانال
لينک دانلود اپليکيشن سروش
دانلود سرويش براي اندرويد کليک کنيد

دانلود سروش براي اي يو اس کليک کنيد

اگر خواستار حذف این رمان از سایت هستید از بخش تماس با ما در ارتباط باشید.
امتیاز 5.00 ( 1 رای )
اشتراک گذاری مطلب


نودهشتیا
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است