خانه » دانلود رمان » دانلود رمان یکی مثل تو نودهشتیا
دانلود رمان یکی مثل تو نودهشتیا

دانلود رمان یکی مثل تو نودهشتیا

دانلود رمان یکی مثل تو نودهشتیا

دانلود رمان یکی مثل تو نودهشتیا

دانلود رمان یکی مثل تو نودهشتیا

کوثر جباری

یکی مثل تو

عاشقانه/ اجتماعی

هدف از نوشتن این رمان فقط و فقط توجه حتی کم به درد جامعه اس، اعتیاد، قاچاق دختران به دبی، فقر و…

خلاصه:

عمارتی ساکت با درخت های سیب و بوته های گل سرخ ممنوعه…
و صاحبی که هیچ کسی از تغییر ناگهانیش خبر ندارد. دخترک ۱۸ساله ای که بعد از افتادن اتفاقاتی از روستا پا به این عمارت میگذارد و از همه جا بی خبر سمت گل های سرخ ممنوعه ی عمارت میرود که با صدای صاحب اون عمارت وحشت در دلش میووفتد، وارد آن عمارت میشود و طی اتفاقاتی که میوفتد سر از راز چندین ساله ی آن عمارت در میاورد….

مقدمه:

*جهان از آن من است وقتی با قدم های محکم و استوار در آن پا می گذارم.
می سوزانم و حتی خودم هم راضی به سوختن هستم فقط برای آنکه نابود شوند کسانی که آرامش زندگی ام را گرفتند.
گرگ می شوم و میدرم همه دشمنانم را که پا به حریم من بگذارند. *

نگاهش را به اطراف چرخاند…یک نفر، دونفر، سه نفر و…
از آن چیزی که فکر می کرد بیشتر بودند.
نیشخندی زد و رو کرد به یزدان که اسلحه به دست رو به رویش ایستاده بود و گفت:
_میبینم که همه مفت‌برا جمع هستن.
یزدان بلند خندید و گفت:
_به به خوشتیپ! چه عجب چشممون به جمال خوشگلت روشن شد!
خواست جواب یزدان را بدهد که موبایلش به صدا در آمد، سام بود…جواب داد:
_جانم داداش؟
صدای نگران سام را از پشت گوشی شنید:
_کجایی دیونه؟
نگاهش دوباره کشیده شد سمت آدم های اطرافش که یک گله بودند و گفت:
_اومدم سر قرار پیش یزدان، جمع مفت‌برا.
سام تقریبا فریاد زد:
_خوبه میدونی این بی شرفا مفت‌برن ولی بازم رفتی؟
_ من هیچ وقت شکست نمی خورم.
_بی خیال پسر … برگرد.
تلفن را رو به روی دهانش گرفت و گفت:
_اگه زنده موندم زنگ می زنم بهت.
_تو رو خدا از خر شیطون بیا پایین.

حتما بخوانید

دانلود داستان سیاره گمشده

دلنوشته غمگین جدید

منبع:romankade.com
90+
امتیاز 3.60 ( 10 رای )
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون ۳ نظر ثبت شده است.

  1. این کتاب عالی بود شدیدا پیشنهاد میشه

    6+
  2. عاالییییییی بود

    1+
  3. کتاب فوق تکراری
    حرفا دیالوگا اتفاقا ادما و واکنشا همه تکراری بود
    چیزی که از درک من خارجه اینه که چرا تو همه رمانا دخترا ۱۸ ساله هستن؟
    نمیشه بزرگتر باشن؟ اخه ۱۸ ساله خیلی بچست.
    به هرحال تمام اتفاقای رمان قابل پیش بینی بود و بعضی اتفاقا و دیالوگا گریزی داشت به رمانای دیگه.
    امیدوارم کارای بهتری از این نویسنده بخونیم.

    1+

*


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است