خانه » داستان

داستان

دانلود داستان شافع نودهشتیا

دانلود داستان شافع نودهشتیا

دانلود داستان شافع نودهشتیا

دانلود داستان شافع نودهشتیا

نام کتاب:‌ شافع
نویسنده:ملیکا پاک روش_کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر:اجتماعی
<<www.98iia.com>>

خلاصه: زنی سراسر رنج و سختی ، زنی که از بدو کودکی زندگانی اش با رنج عجین گشته است و سبب سختی هایش را خدایی می دانست که در اذهانش وجود نداشت . اما در انتها آیا به خدایی خدا ایمان می آورد ؟
نگاه نم خورده ام را متوسل می نمایم به پنجره ی سراسر نور.باری ، پا نهاده ام به قدمگاهت .
شرم سارانه نگاه می‌گیرم از پنجره فولاد طلایی ات و می نگرم به کبوتران ایوانت ؛غبطه می خورم به حال خوبشان ، به اینکه از حضورشان در برابرت همچون من شرمگین و خجل نیستند .

ادامه مطلب

8+
دانلود داستان عینک خارق العاده نودهشتیا

دانلود داستان عینک خارق العاده نودهشتیا

دانلود داستان عینک خارق العاده نودهشتیا

دانلود داستان عینک خارق العاده نودهشتیا

دانلود داستان عینک خارق العاده نودهشتیا

Fatemeh. benنام نویسنده :
نام داستان : عینک خارق العاده
ژانر : فانتزی ، تخیلی
خلاصه : به نام خالق پیدا و پنهان که پیدا و نهان داند به یکسان
عینک خارق العاده
به عینک عجیبی که تو دستم بود، خیره شدم. قیافه اش شبیه خیلی از عینک هایی بود که مردم به صورتشون می زدن. اما وقتی اون رو به صورتت می زنی، چیزهایی رو با اون می بینی که چند دقیقه ، چند ساعت و یا حتی چند ماه بعد برات اتفاق می افته.. باورم نمی شد!

ادامه مطلب

25+
دانلود داستان بابا بزرگ نودهشتیا

دانلود داستان بابا بزرگ نودهشتیا

دانلود داستان بابا بزرگ نودهشتیا

دانلود داستان بابا بزرگ نودهشتیا

دانلود داستان بابا بزرگ نودهشتیا

به نام خدا.
نام داستان: بابا بزرگ.
نام نویسنده:s.shabazi
خلاصه: داستان از جایی شروع می شه که دختر قصه روز هفتم مراسم خاک سپاری پدر بزرگش، با پسری آشنا می شود؛ بسیار مرموز…
«آغاز داستان کوتاه بابا بزرگ »

ادامه مطلب

32+
دانلود داستان خاطره گمشده نودهشتیا

دانلود داستان خاطره گمشده نودهشتیا

دانلود داستان خاطره گمشده نودهشتیا

دانلود داستان خاطره گمشده نودهشتیا

دانلود داستان خاطره گمشده نودهشتیا

نام داستان کوتاه: خاطره گمشده
نویسنده: hestia کابر انجمن نودهشتیا
ژانر: اجتماعی
خلاصه: راجع به دخترکی دبستانی ،که اتفاقی تمام دنیایش را می سوزاند.

باد چه وحشیانه، به در ودیوار اتاق می کوبد و مثل گرگی زخم خورده، زوزه می کشد.مهتاب، چه غریبانه از پنجره ی اتاق سرک می کشد. شاید می خواهد از احوال دخترکی در هم شکسته خبردار شود. همان دخترکی که، روی یکی از نیمک های سوخته نشسته و اشک در کاسه ی چشمانش شنا می کند.
دخترکی پریشان، در انتهای اتاق روی نیمکتی که گویی خاکستر مرگ بر روی آن پاشیده اند نشسته است و به تخته سیاه خیره شده است.تخته سیاهی که روزگاری دفترنقاشی کودکانی پرنشاط بود!

ادامه مطلب

20+
دانلود داستان بیست و پنج نودهشتیا

دانلود داستان بیست و پنج نودهشتیا

دانلود داستان بیست و پنج نودهشتیا

دانلود داستان بیست و پنج نودهشتیا

دانلود داستان بیست و پنج نودهشتیا

به نام خدا
نام داستان : بیست و پنج
نام نویسنده : M-DARK
صدای مشت محکمی بلند شد و «بهراد آز» بر روی زمین افتاد. بهراد زجه می زد و گیج شده بود. عذاب وجدان، لحظه ای اورا ول نمی کرد.
صورت سفیدش کبود شده بود و موهای سیاه بلندش آشفته شده بود. کسی شانه اش را گرفت و اورا بلند کرد. مرد چشم زاغی که ته ریش سفید و موی سیاهی

ادامه مطلب

26+

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است