خانه » دانلود رمان apk

دانلود رمان apk

دانلود رمان بیست و سومین گل رز نودهشتیا

دانلود رمان بیست و سومین گل رز نودهشتیا

دانلود رمان بیست و سومین گل رز نودهشتیا

دانلود رمان بیست و سومین گل رز نودهشتیا

دانلود رمان بیست و سومین گل رز نودهشتیا

رمان بیست و سومین گل رز
نویسنده ملیکا دست جوان
به نام آنکه عشق را آفرید
« تقدیم به پدرمهربانم که تبسم گل است و
مادرعزیزترازجانم که گل تبسم اوست.»
مقدمه :
من تمام متن هایم را در وصف نیامدنت نوشته ام و اگر یک روز ناگهان ناباورانه سر برسی، دست خالی و حیرت زده از نویسنده بودن استعفا خواهم داد. نقاش می شوم و تا ابدیت نقش پروانه را به سینه های تمام قفس های دنیا خواهم کشید .

ادامه مطلب

42+
دانلود رمان ایلین بانوی من نودهشتیا

دانلود رمان ایلین بانوی من نودهشتیا

دانلود رمان ایلین بانوی من نودهشتیا

دانلود رمان ایلین بانوی من نودهشتیا

دانلود رمان ایلین بانوی من نودهشتیا

داستان این رمان از یک انتحاب اشتباه شروع میشه که دختر داستان ما فکر میکنه هر عشقی عشق واقعی هست ولی متوجه میشه که اشتباه و شخص دیگه ای وارد زندگیش میشه که اول کار ایلین با اون زیاد خوب نیست و با هم درگیر میشن سر هر موضوعی 

ادامه مطلب

17+
دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا

دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا

دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا

دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا

دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا

دانلود رمان همش یک حادثه بود داستان درمورد مردی متاهل که یک زندگی معمولی رو داره باهمسرش میگذرونه اما یک حادثه مسیر زندگیشو عوض میکنه و…سال گذشته اما هنوز هیچی عوض نشده .

ادامه مطلب

21+
دانلود رمان فاصله ای بخاطر سکوت نودهشتیا

دانلود رمان فاصله ای بخاطر سکوت نودهشتیا

دانلود رمان فاصله ای بخاطر سکوت نودهشتیا

دانلود رمان فاصله ای بخاطر سکوت نودهشتیا

دانلود رمان فاصله ای بخاطر سکوت نودهشتیا

به نام “دا” که بهش “خ” اضافه کنیم، میشه “خدا” ( دا به زبان کردی یعنی: مادر)
نام: فاصله ای بخاطر سکوت.
به قلم: فاطمه تیموری( فاطمه _۵۶۵۶)
ژانر: طنز، درام، عاشقانه، اجتماعی.
۱۳۹۶٫۳٫۱۵
به نام خدا..
خلاصه ای از داستان: پسری با چشم هایی یخ زده که سردی چشمانش به دنبال گرمای آتشی در چشمان کسی است که دنباله اش خاکستر است.. آری! خاکستر ؛ خاکستر چشمان کسی که همواره به دنبال گرمایی است که از محبت دو جفت چشم یخی سر چشمه می گیرد. یخی؟! مگر می شود در چشمان یخ زده ی کسی محبت یافت؟! نمی دانم! شاید محبت در چشمانش یخ زده..!
بعد از کلی کند و کاو شاید پیدا شد؛ کمی محبت، کمی احساس، کمی… شما چه فکر می کنید؟ شاید بهتر است به جای جست و جو، سکوت کرد! شاید بهتر است فاصله گرفت… صاحب چشمان خاکستری، این چنین، تصمیم گرفت است که…

ادامه مطلب

208+
دانلود رمان کلبه‌ای میان جنگل نودهشتیا

دانلود رمان کلبه‌ای میان جنگل نودهشتیا

دانلود رمان کلبه‌ای میان جنگل نودهشتیا

دانلود رمان کلبه‌ای میان جنگل نودهشتیا

دانلود رمان کلبه‌ای میان جنگل نودهشتیا

خاموشی)روبی نگاه خیرهاش را به آن شمشیر دوخته و درحالیکه از شدت هیجان نفسش بند آمده بود، در دل زمزمه کرد:_باورم نمیشه… ما پیداش کردیم.مایکل نیز

بیآنکه حرفی بزند بارها و بارها با خودش تکرار کرد:_ما پیداش کردیم، حالا دیگه توی دستهای خودمونه.سپس شمشیر را با احتیاط از جعبهاش بیرون آورده و نگاه

ادامه مطلب

26+

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است