Warning: session_start(): open(/var/cpanel/php/sessions/ea-php72/sess_tdffkmet556621ju0iv91deru5, O_RDWR) failed: No such file or directory (2) in /home/iiacom/domains/98iia.com/public_html/wp-content/plugins/easy-digital-downloads/includes/class-edd-session.php on line 414
بایگانی‌ها دانلود رمان جدید | صفحه 2 از 27 | دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
خانه » دانلود رمان جدید (صفحه ی 2)

دانلود رمان جدید

دانلود رمان پرنسس مرگ نودهشتیا

دانلود رمان پرنسس مرگ نودهشتیا

دانلود رمان پرنسس مرگ نودهشتیا

دانلود رمان پرنسس مرگ نودهشتیا

دانلود رمان پرنسس مرگ نودهشتیا

‫نام رمان‪ :‬پرنسس مرگ‬

‫ژانر‪:‬تخیلی‪-‬عاشقانه‪-‬معمایی‬
‫ویراستار‪narcissus :‬‬
‫فصل اول‬
‫چشمامو باز می کنم ‪ .‬باز هم یه روز مسخره دیگه‪.‬باز هم همون احساسات نا خوشایند ‪.‬احساساتی که همیشه در‬
‫تضاد هم هستن و گلوی منو مثل طناب دار فشار می دن ‪ .‬من یه شیطانم ‪.‬من فرزند ابلیسم ‪.‬نباید خوب باشم ‪.‬‬
‫نباید پاکی رو بخوام ‪.‬نباید ‪…‬نباید‪ .‬شدم مثل یه دیوونه که گاهی حالت عادی داره و گاهی هم نه‪ .‬خستم ‪..‬خستم‬
‫از این همه دوگانگی ‪.‬از این همه تفاوت ‪ .‬چرا من ؟ چرا فرزند ابلیس باید یه همچین چیزی باشه که مایه ی‬
‫سرافکندگی پدرش بشه‪.‬‬

ادامه مطلب

دانلود رمان این آخر راه است نودهشتیا

دانلود رمان این آخر راه است نودهشتیا

دانلود رمان این آخر راه است نودهشتیا

دانلود رمان این آخر راه است نودهشتیا

دانلود رمان این آخر راه است نودهشتیا

، ژانر :ترسناک ،هیجان انگیز طراح: mina_s : ویراستار مقدمه: جمله ای غریب اما ترسناکی است ، عدالت بدون بخشش .کمتر کسی معنی این جمله را میفهمد .خدا آن هم عدالت را ، قدرخطاها را دیده و بخشیده که به نوعی برقرار کرده و هم آن را به دیگران بخشیده .درکی از عدالت بدون بخشش ، عدالت بدون بخشش نداریم .آری .وای از این جمله و وای از عمل به این جمله! خسته و درمانده سعی در برقراری ارتباط با مرکز عملیات می کرد: _ مرکز عملیات؟مرکز عملیات جواب بده

ادامه مطلب

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه نودهشتیا

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه نودهشتیا

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه نودهشتیا

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه نودهشتیا

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه نودهشتیا

قربانی یک بازی احمقانه
The victim of a stupid game در آن شرایط حتی قادر نبود نوع درخت ، همه جا پر از درخت بود ، نگاهی به دور و برش انداخت ها را از هم تشخیص دهد فقط میدید آنقدر بلند هستند که جلوی ورود نور خورشید به محوطه را

ادامه مطلب

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

دانلود رمان طلوع زندگی نودهشتیا

ای کاش محبت اثری داشته باشد معشوق ز عاشق خبری داشته باشد کو خنجر تیزی که کنم پاره جگر را قربان رفیقی که وفا داشته باشد

دستان قوی ای مرا از خاک سرد جدا کرد و هر کاری کردم نتوانستم خودم را از دست او رها کنم تا بتونم فقط یه بار دیگه مامانمو حس کنم. داد زدم: ولم کن، بذار منم بمیرم. چرا نمیذارید منم برم پیشش. کسی که دستان مرا گرفته بود، بغلم کرد وس عی میکرد آرومم کنه. صدای سینا برادرم بود که سعی میکرد منو تسلی بده، با اینکه میتونستم بغض رو توی صداش احساس کنم. -سادنا، عزیزم آروم باش. به خدا با این بیتابیات روح مامان هم اذیت میشه. این جوری براش بهتر بود تا کی می خواست رنج بکشه و …

ادامه مطلب

دانلود رمان خورشید سیاه نودهشتیا

دانلود رمان خورشید سیاه نودهشتیا

دانلود رمان خورشید سیاه نودهشتیا

دانلود رمان خورشید سیاه نودهشتیا

دانلود رمان خورشید سیاه نودهشتیا

مقدمه
در اول خدا را سپاس گذارم که قدرتی داد تا بنویسم… باید تشکر کرد از عزیزانی که در نوشتن یاری ام کردند و بودنشان تسلی خاطرم بود. از پدری تشکر میکنم که بدون دریغ از هر لحاظ حامی من بود، پدری که با راهنماییها و پندهایش همچو چراغی مسیرم را روشن میکرد. پدری که به وجودش میبالم و از خداوند برای بودنش تشکر میکنم… از مادرم و مهسا خواهرم تشکر میکنم که محبتهای بی دریغشان دلگرمی ام بود… از مهسا، آذین، آنیسا و محدثه تشکر میکنم که چهار دوست حقیقی بودند و با حرفهایشان امید میشدند تا ادامه دهم… و از خانم اکرم احمدی تشکر میکنم، استادی که از ابتدا تا انتهای مسیر یاری گرم بوده و راهنمایی هایش همواره سر لوحه کارم میباشد .

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است