گنج هائی که در قلب هستند ، قابل سرقت نیستند.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۷
خانه » دانلود رمان عاشقانه (صفحه ی 10)

دانلود رمان عاشقانه

رمان سنگدل های دوست داشتنی

رمان سنگدل های دوست داشتنی

رمان سنگدل های دوست داشتنی

رمان سنگدل های دوست داشتنی

رمان سنگدل های دوست داشتنی

نام رمان: سنگدل های دوست داشتنی

نویسنده: معصومه آبی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۲۰۷۹

خلاصه رمان:

گلی بعد از سالها یزدان رو پیدا می کنه ، یزدانی که خیلی بهش نزدیک بود ! ولی
یه چیزهایی این وسط تغییر کرده و چیزهایی هنوز ثابتِ ! اما گلیِ ما بدجور دلش شکسته . .
بدجور رنج کشیده . . . با دیدن یزدان داغش تازه میشه . . . تصمیم گلی چیه ؟ می خواد چی کار
کنه با یزدان ؟ سرنوشت چه بازی ای براشون تدارک دیده ؟
اصلا نسبت این دوتا چی بوده ؟ چی توی اون گذشته بوده که گلی رو یه سنگدل کرده ؟

ادامه مطلب

1+
رمان آقای باقری به خانه بر نمی گردد

رمان آقای باقری به خانه بر نمی گردد

رمان آقای باقری به خانه بر نمی گردد

رمان آقای باقری به خانه بر نمی گردد

رمان آقای باقری به خانه بر نمی گردد

نام  رمان: آقای باقری به خانه بر نمی گردد

نویسنده: طاهره آموییان

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۳۵۴

خلاصه رمان:

این رمان ویژگی های قلمِ ما رو داره … آروم ، لطیف و کمی طنز … فانتزی هست … طولانی
نیست … اتفاقاتِ پر هیجان و سکته آور توش نیست اما اتفاقاتِ با نمک هست:(
بگم که منظورم از فانتزی یه رمانِ کل کلیِ بین دو تا دختر و پسر نیست:| عشق داریم
توی این رمان که زیاد با هم حرف و بحث دارن ولی …

ادامه مطلب

0
دانلود رمان ماه پنهان نودهشتیا

دانلود رمان ماه پنهان نودهشتیا

دانلود رمان ماه پنهان نودهشتیا

نام رمان: ماه پنهان

نویسنده: مبارکه خسروی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۲۴۷

خلاصه رمان:
به دنبال آرزویش بود این دختر ، زندگیش عوض شد و سرنوشتش برایش نوشت این تقدیر را
دختری که آرزویش شغل پلیسی بود اما رویاش شد برایش کابوس شبانهای بیش دور از خانواده
دور از زندگی خود دور از گذشته اش…

ادامه مطلب

1+
دانلود رمان ملکه یخی نودهشتیا

دانلود رمان ملکه یخی نودهشتیا

دانلود رمان ملکه یخی نودهشتیا

نام رمان: ملکه یخی

نویسنده: rana-agr

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۲۷۲

خلاصه رمان:
با نام ملکه یخ ها شناخته شدم…کم کم یخ بودنم تبدیل به ذوب شدن کردن…اما رام بودن من
فقط برای یک نفر بود…و ان کس همان کسی بود که با اتش وجودش ذره ذره مرا اب کرد…کسی
که مرا اب کرد و بعد هم میان بیابان مرا تک و تنها کل کرد…و گذاشت تا ذره ذره با نور خورشید
بخار شدنم را ببیند…

پایان خوش

ادامه مطلب

0

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است