خانه » دانلود رمان عاشقانه (صفحه ی 2)

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان من برمیگردم نودهشتیا

دانلود رمان من برمیگردم نودهشتیا

دانلود رمان من برمیگردم نودهشتیا

دانلود رمان من برمیگردم نودهشتیا

دانلود رمان من برمیگردم نودهشتیا

خلاصه‌ای از رمان:

من برمی‌گردم ماجرای واقعی زندگی زنی به‌نام مهتاب است که در مواجهه با مشکلی بزرگ و خطای جبران‌ناپذیر نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌اش، جدایی را برگزیده و به‌ همراه دخترش همه چیز را به دیگری واگذار ساخته و می‌رود؛ اما او باز خواهد گشت تا…

ادامه مطلب

دانلود رمان همسایه های لجباز نودهشتیا

دانلود رمان همسایه های لجباز نودهشتیا

دانلود رمان همسایه های لجباز نودهشتیا

دانلود رمان همسایه های لجباز نودهشتیا

دانلود رمان همسایه های لجباز نودهشتیا

در مورد دوتا دختره که تو لواسون زندگی میکنن و دانشگاه تهران قبول میشن و دوتا پسر ک هم دانشگاهی و همسایه این دختران باید ببینیم چی میشه و سرنوشت برای اینها چی میخواد…

ادامه مطلب

دانلود رمان آوای بی قراری نودهشتیا

دانلود رمان آوای بی قراری نودهشتیا

دانلود رمان آوای بی قراری نودهشتیا

دانلود رمان آوای بی قراری نودهشتیا

دانلود رمان آوای بی قراری نودهشتیا

نام رمان :رمان آوای بی قراری

به قلم :بی کس

حجم رمان : ۳٫۰۹ مگابایت پی دی اف , ۱٫۱۷ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱٫۰۴ مگابایت نسخه ی جاوا , ۳۷۶ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه‌ای از داستان رمان:

آسمان دختری که همیشه سرش پایین و به کار خودش بوده با پسری آشنا میشه و به اصرار پسر که خودش رو عاشق و دوست دار اون نشون می ده باهاش نامزد می کنه ولی ….

ادامه مطلب

دانلود رمان بارانی از جنس طوفان نودهشتیا

دانلود رمان بارانی از جنس طوفان نودهشتیا

دانلود رمان بارانی از جنس طوفان نودهشتیا

دانلود رمان بارانی از جنس طوفان نودهشتیا

نــام رمان: بارانـی از جنس طوفان.
نــام نویسنده: یاسمن علیپور.
ژانــررمان: جنایی _ عاشقانه _ غمگین.

خلاصه:
دختری به نام باران..
بارانی از جنس طوفان…
بارانی که بعد از دو سال، قصد طوفان را دارد…
بارانی که با وجود زخم های روی تنش هنوز بر سـر پای خود ایستاده است و فقط یک چیز را در ذهن و دلش تکرار می کند:
“انتقام”.
“انتقام”…
“انتقام”…
مقـــــدمه:
در جنگل من هوا سرد است ،آهوها با کفتار ها می چرخند ؛ روباها قصـد فریبم را دارند…
دیگـر گـرگی وجود نـدارد.
با وجود سختــی ها و زخــم های روی تنم…
من هنوز گــرگ مانــده ام…

ادامه مطلب

دانلود رمان چشمان یخ زده نودهشتیا

دانلود رمان چشمان یخ زده نودهشتیا

دانلود رمان چشمان یخ زده نودهشتیا

دانلود رمان چشمان یخ زده نودهشتیا

دانلود رمان چشمان یخ زده نودهشتیا

فصل اول
تمام بدنم درد می کرد. درد از نوک پاهایم به ستون فقراتم میزد. صدا می زدم، اما کسی جواب نمی داد. کتایون را در ماشینمان دیدم. گویی خواب بود؛ اما چرا از بینی اش خون آمده بود؟ ماشین چپه شده و من داشتم مرگ عزیزانم را در پیش رویم می دیدم.
پدر و مادرم را صدا زدم، اما جوابی نیامد! نگران شدم. فریاد می زدم اما هیچ صدایی نمی آمد.
ناگهان صدای ضعیف مادرم آمد که گفت: کتی جان! عزیزم! حالت خوبه؟

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است