اینترنت همانند دریاست ، کسی که آن را نمی شناسد همانند کسی ست که شنا را نمی داند.
رماان
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » دانلود رمان عاشقانه (صفحه ی 5)

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان کارولین نودهشتیا

دانلود رمان کارولین نودهشتیا

دانلود رمان کارولین نودهشتیا

دانلود رمان کارولین نودهشتیا

دانلود رمان کارولین نودهشتیا

نام رمان: کارولین

نویسنده: شمیم مشاری

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : 88

خلاصه رمان:

در تایکی شب،در آن شب سرد مرا در آغوش بگیر!
من هر ثانیه محتاج آن آغوشم!
در یک شب سرد تو مرا با تمام ندانستن ها،داغون بودن ها،تنها گذاشتی!
انتظار بی فایدست!تو مرا ول کردی.
در یک شب سرد خواسته یا نا خواسته سره راهم قرار گرفتی و مرا به آغوشت بی نیاز کردی!
نهالی که بازیچه دست شاین می شود.
کارولینی که با جانانه قدیمی خود همخونه می شود.کارولینی که به عنوان دختر خونده شاین پابه خانه او می گذارد.
نهالی که نهالش است.
کارولین نهالش را دوست دارد.نهالش عاشق و معشوق عشقش می شود.
و اینگونست که مرگ سراغ کارولین می آید…
و      کارولین
را می سازد!!

ادامه مطلب

دانلود رمان به نام زن نودهشتیا

دانلود رمان به نام زن نودهشتیا

دانلود رمان به نام زن نودهشتیا

دانلود رمان به نام زن نودهشتیا

دانلود رمان به نام زن نودهشتیا

نام رمان: به نام زن

نویسنده: شمیم مشاری

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : 72

خلاصه رمان:

بہ نام کے؟
بہ نام زڹ!
فریماه دختری شکست خورده دختری که درسن ۱۶سالگی طعمه ضربه های شلاق پدرش را میچشد طعمه رابطه گفتن های برادرش
کشتن برادر وپدرش…
زندان رفتنش..
برگشتن به وطنش ایران
ملاقات با رییس جمهور ساخت برج پوک..
رقابت با گروه جوکر..
گروهی که رییس مردی خشن،زورگو،کسی که انگشته اکساندرا بهترین دوسته فریماه را برایش میفرسد
فریماهی که همه با شنیدن اسمش تنشان به لرزه در می آید…
کریستوفری که همه با شنیدن اسمش تنشان به لرزه در می آید…
یڪ شکست!یڪ دیوانگی!یڪ اشتباه!
یڪ زن!یڪ مرد!انتقام!نابودے……پایان خوش.

ادامه مطلب

دانلود رمان اسوه ی نجابت

دانلود رمان اسوه ی نجابت

دانلود رمان اسوه ی نجابت

دانلود رمان اسوه ی نجابت

دانلود رمان اسوه ی نجابت

نام رمان: اسوه ی نجابت 

نویسنده: چیکسای

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۴۶

خلاصه رمان:

در اولین قسمت رمان خواندیم که امین، سوپر استار سینما، با پیدا کردن دفترچه خاطرات مریم و پی بردن به راز سر به مهر او متحول میشود و برای کمک گرفتن و حلال طلبی از مریم، نزد حاج آقا نیکو سرشت می رود. مریم بر خلاف میل قلبی و به خاطر باز یافتن آبروی از دست رفته اش با توصیه حاج آقا نیکو سرشت به عقد امین در می آید. امینی که عاشق مریم است و میداند هنوز از طرف مریم بخشیده نشده است.
و حالا ادامه داستان……پایان خوش

ادامه مطلب

دانلود رمان مجبوری نفسم بشی

دانلود رمان مجبوری نفسم بشی

دانلود رمان مجبوری نفسم بشی

دانلود رمان مجبوری نفسم بشی

دانلود رمان مجبوری نفسم بشی

نام رمان: مجبوری نفسم بشی

نویسنده: مهلا ایران منش

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۳۱۹

خلاصه رمان:

دوباره شروع شد بیشعورا فکر نمیکنن من خوابم شیطونه میگه برم ساختمون رو سرشون خراب کنم. اصلا درک ندارن  -مادر دوباره اول صبح به کی بد بیراه میگی.با صدای مامانم به خودم اومدم با اخم نگاهش کردم گفتم مادر من اقای خالقی میخواد یه ساختمان دو طبقه بسازه نزدیک دوساله هنوز تو طبقه اولش مونده اخه یکی نیست بهش بگه برادر من تو که نمیتونی چرا بقیه اذیت میکنی..

ادامه مطلب

رمان همه سهم دنیارو ازم بگیر

رمان همه سهم دنیارو ازم بگیر

 رمان همه سهم دنیارو ازم بگیر

 رمان همه سهم دنیارو ازم بگیر

رمان همه سهم دنیارو ازم بگیر

نام رمان: همه سهم دنیا رو ازم بگیر

نویسنده: رویا رستمی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۲۱۶

خلاصه رمان:

کیان زانو زده تا طبق شرط بندی که با دوستاش کرده و باخته حالا اولین دختری رو که دید با چشم بسته بهش بگه دوسش داره…رو می خواد گفتن این جمله اما اگه اتفاقی اون دختر فرشته باشه که بعد از دو سال اونو از نزدیک دیده؟ فرشته ایی که تو این دو سال خانومتر شده و اما نگاهش عاشقه و البته مغرور و کیان چطور پا رو دل بزار و باور کنه تمام اون دو سالو؟

ادامه مطلب

دانلود رمان یک بغل تنهایی نودهشتیا

دانلود رمان یک بغل تنهایی نودهشتیا

دانلود رمان یک بغل تنهایی نودهشتیا

دانلود رمان یک بغل تنهایی نودهشتیا

دانلود رمان یک بغل تنهایی نودهشتیا

نام رمان: یک بغل تنهایی

نویسنده: ص. مرادی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۵۷۴

خلاصه رمان:

یه شبایی اصن نگذشت اما ما ازش گذشتیم!… یه شبایی هم بد گذشت…سخت گذشت… یه شبایی داد زدیم اما جز دلمون هیچ کس صدامونو نشنید!… یه شبایی همه چیز بود به جز اونی که باید می بود… یه شبایی هوا عجیب دونفره بود اما همون شبا ما بودیمو تنهاییمون… یه شبایی نفسمون برید از این همه بغض… یه شبایی نفس کم آوردیم اما دوم آوردیم…! یه شبایی فقط زنده بودیم…زندگی نکردیم! یه شبایی زنده هم نبودیم…فقط بودیم….!همین…

ادامه مطلب

دانلود رمان بغض لگد مال نودهشتیا

دانلود رمان بغض لگد مال نودهشتیا

دانلود رمان بغض لگد مال نودهشتیا

نام رمان: بغض لگدمال

نویسنده: ماهی رضایی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۴۶

خلاصه رمان:

داستان دختری به نام شیده که پدرش مرده و مادرش ازدواج کرده.و اون پیش پدر بزرگ مادریش زندگی میکنه و سه تا برادر نا تنی داره. پدر بزرگش هم میمیره و تو وصیت نامش اسم پسری به نام پرهام و میاره که نوه ی پسریشه و کسی ازش خبر نداره.و بیشتر ثروتش رو به نام شیده و پرهام زده….بعد خوندن وصیت نامه اتفاقای عجیبی میفته که خوندنش خالی از لطف نیست..ه؟

ادامه مطلب

دانلود رمان بالاتر از سیاهی

دانلود رمان بالاتر از سیاهی

دانلود رمان بالاتر از سیاهی

دانلود رمان بالاتر از سیاهی

دانلود رمان بالاتر از سیاهی

نام رمان: بالاتر از سیاهی

نویسنده: آریا امینی-نگین حسینی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۶۷۷

خلاصه رمان:

دو خواهر دوقلو به نام مانیا و ساحل
دوقلوهای ناهمسان
که هیچ شباهتی به هم ندارند.
مانیا عاشق میشود و با مرد مورد علاقه اش ازدواج میکند اما ساحل
پدرش اجازه نمیدهد که با پسر موردعلاقه اش ازدواج کندو….
روزگار مانیا وقتی سیاه میشود
که خواهر و همسرش را شب تولدش درحال رابطه میبیند و  وقتی که پدرش مانیای باردار را مجبور به سقط جنین پنج ماهه اش برای حفظ ابروی ساحل میکند و …………

#پایانی_خوش

ادامه مطلب

دانلود رمان عشق بی پروا نودهشتیا

دانلود رمان عشق بی پروا نودهشتیا

دانلود رمان عشق بی پروا نودهشتیا

نام رمان: عشق بی پروا

نویسنده:مطهره

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۳۲۵

خلاصه رمان:

این یه رمان طنزه صرفا جهت خنده  نویسنده این رمان دوست داره نظرات شما و بدونه تا با انگیزه ی بیشتری به رمان ادامه بده و ممنون میشه نظراتتون رو بهش بگید و ممنون تر میشه اگه مشکل هارو بهش بگید در ضمن در هنگام خواندن رمان برای سلامتیه دختر رمان هم دعا کنید..

ادامه مطلب

دانلود رمان درسا نودهشتیا

دانلود رمان درسا نودهشتیا

دانلود رمان درسا نودهشتیا

نام رمان: درسا

نویسنده: چیکسای

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۲۳

خلاصه رمان:
نگاهش به چشمان آبی وحشی اش در آینه افتاد. سر ریمل را بست و زیر لب گفت: -زیبا شد مثل همیشه! لبخندی بر لب نشاند. خودش هم میدانست که زیباست. زیباتر از تمام دخترهای فامیل و دوستان و آشنایان.

ادامه مطلب


نودهشتیا
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
سئو سایت