خانه » دانلود رمان (صفحه ی 2)

دانلود رمان

دانلود رمان لبخند قرمز نودهشتیا

دانلود رمان لبخند قرمز نودهشتیا

دانلود رمان لبخند قرمز نودهشتیا

دانلود رمان لبخند قرمز نودهشتیا

دانلود رمان لبخند قرمز نودهشتیا

خانوم خداوندی اگر کار واجبی دارید بفرمایید بیرون کالس!!!!

من-نه استاد تموم شد

استاد-اس ام اس بازی هم حدی داره خانوم

من-بله حق با شماست
از دست این داداش ما یه روز نرفته سر کار حتما باید منو اذیت کنه. ترم جدید بودو باید تمام هواسمو به درس میدادم
اما!!! این ترم یه سال طول میکشید من دانشجو ادبیات بودم ولی رشته ام رو دوست نداشتم.

مهرجو-استاد یه دقیقه بیام پیشتون؟؟
استاد-بیا(و شروع کردن به پچ پچ کردن)

ادامه مطلب

دانلود رمان رهایم نکن نودهشتیا

دانلود رمان رهایم نکن نودهشتیا

دانلود رمان رهایم نکن نودهشتیا

دانلود رمان رهایم نکن نودهشتیا

دانلود رمان رهایم نکن نودهشتیا

‫رهایم نکن | ‪ gandom gogoli‬کاربر انجمن دوستان‬

‫فصل اول‬
‫ سپهر خان زود باش دیگه داری چیکار میکنی؟‬‫کیفشو از روی پله ها برداشت و گفت‪:‬‬
‫ خیلی خوب حاال اینقدر داد و بیداد کن تا مامان بفهمه‪.‬‬‫از خونه که اومدیم بیرون گفتم‪:‬‬
‫ خیلی خب حاال نمیخوای بگی چه دسته گلی به آب دادی ؟‬‫کمی مکث کرد و بعد گفت‪:‬‬

‫‪

ادامه مطلب

دانلود رمان پرورشگا عشق نودهشتیا

دانلود رمان پرورشگا عشق نودهشتیا

دانلود رمان پرورشگا عشق نودهشتیا

دانلود رمان پرورشگا عشق نودهشتیا

دانلود رمان پرورشگا عشق نودهشتیا

به نام نگارنده هستی
نام رمان:پرورشگاه عشق
HAD!S : نام نویسنده
Ava Banoo: ویراستار
ژانر : عاشقانه
سالمه؛ سال اول دانشگاه رشته ی عمران ۳۲ ، سوگندکاظمی ، تو اتاق نشسته بودم و به خودم فکر می کردم .من
تو پرورشگاه بودم .بین یه ، هستم. از موقعی که چشم بازکردم پسر و دختر همه مدلی ، بچه ِ عالم .بزرگ شدم ،
نمی دونم مامانم کیه؟بابام کیه ؟ فقط وقتی همه چی رو دیگه درک کردم یه شناسنامه بهم دادن که اسم بابا و

ادامه مطلب

دانلود رمان دختری از دیار ناشناخته نودهشتیا

دانلود رمان دختری از دیار ناشناخته نودهشتیا

دانلود رمان دختری از دیار ناشناخته نودهشتیا

دانلود رمان دختری از دیار ناشناخته نودهشتیا

دانلود رمان دختری از دیار ناشناخته نودهشتیا

آرام آرام به داخل خانه امد به محض اینکه پایش را داخل خانه گذاشت کلاغش شروع کرد . _اوووه ماری این چیه .قار قاار بیارش جلو . ماری _ اه ساوان بس کن صدات هنوز تو گوشمه مگه صد بار نگفتم وقتی جز منو تو تو این اتاق هست حرف نزن هان ؟ ساوان_ واای ماری کوتاه بیا این بچه گربه چه میفهمه ما چی میگیم . ماری_ ساوان احمق ما الان یه مفقود به حساب میایم و لورد از هر فرستی برای پیدا کردنمون استفاده میکنه یکم فکر کن شاید این یه جاسوس باشه

ادامه مطلب

دانلود رمان این آخر راه است نودهشتیا

دانلود رمان این آخر راه است نودهشتیا

دانلود رمان این آخر راه است نودهشتیا

دانلود رمان این آخر راه است نودهشتیا

دانلود رمان این آخر راه است نودهشتیا

، ژانر :ترسناک ،هیجان انگیز طراح: mina_s : ویراستار مقدمه: جمله ای غریب اما ترسناکی است ، عدالت بدون بخشش .کمتر کسی معنی این جمله را میفهمد .خدا آن هم عدالت را ، قدرخطاها را دیده و بخشیده که به نوعی برقرار کرده و هم آن را به دیگران بخشیده .درکی از عدالت بدون بخشش ، عدالت بدون بخشش نداریم .آری .وای از این جمله و وای از عمل به این جمله! خسته و درمانده سعی در برقراری ارتباط با مرکز عملیات می کرد: _ مرکز عملیات؟مرکز عملیات جواب بده

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است