خانه » دلنوشته عاشقانه

دلنوشته عاشقانه

دانلود دلنوشته زنده زار نودهشتیا

دانلود دلنوشته زنده زار نودهشتیا

دانلود دلنوشته زنده زار نودهشتیا

دانلود دلنوشته زنده زار نودهشتیا

دانلود دلنوشته زنده زار نودهشتیا

نام کتاب:زنده زار
نام نویسنده:علی حیدری کاربرنودوهشتیا
<<www.98iia.com>>

مقدمه:
گاهی هم به خودم فکر می کنم؛ به خودمان؛ به همه ی آن هایی که ما را می شناسند و نمی شناسند.
خنده های نه از ته دلشان، گریه های بر حسب عادتشان، شادی های زود گذر و غم های ماندنی، عشق های رنگ باخته و صداقتی گم شده در کلام!
فقط گاهی به این فکر می کنم؛ به زنده های اطرافمان و به دنیایمان؛ زنده زار …

ادامه مطلب

5+
دانلود دلنوشته فریاد بی صدا نودهشتیا

دانلود دلنوشته فریاد بی صدا نودهشتیا

دانلود دلنوشته فریاد بی صدا نودهشتیا

دانلود دلنوشته فریاد بی صدا نودهشتیا

دانلود دلنوشته فریاد بی صدا نودهشتیا

نام دلنوشته:فــریاد بــی صــدا

نام نویسنده:یاسمن علیپور

خلاصه:

گــاهی هیچـکس را نداشته بــاشی بهتراست…

بــاور کن بعضــی ها تنهـــاتــرت می کنند!!!

مقدمه:

کاش یه مغازه بود

آدم میرفت

میگفت

بی زحمت یه کم “خیال خوش” میخوام

ببخشید این “خنده ها از ته دل” چندن؟

ادامه مطلب

7+
دلنوشته سکوت بی پایان نودهشتیا

دلنوشته سکوت بی پایان نودهشتیا

دلنوشته سکوت بی پایان نودهشتیا

دلنوشته سکوت بی پایان نودهشتیا

دلنوشته سکوت بی پایان نودهشتیا

نام دلنوشته:سکوت بی پایان
نام نویسنده:یاسمن علیپور
خلاصه:گاهی سکوت بهترین زبان برای بیان حرفاهایی هست که در سر نهانی و مگو وجود دارد
بهتر از هر کلام و منطق و فلسفه بافی های بشریسیت
پس سکوت کن تا وجدانت شرمنده نفس و زبانت نشود.

ادامه مطلب

8+
دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دلنوشته “حرف های دلِ من”
نویسنده : مریم خسروی کاربرانجمن نودوهشتیا
مقدمه :
فریادی در گلویم مانده که مانند خرچنگ ؛ تارهای سوتی ام را می فشارد !
شاملو می گفت :
من درد مشترکم ، مرا فریاد کن …

ادامه مطلب

11+
دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

نام کتاب:‌ دردهای ناگفته
نویسنده: شیدا _کاربر انجمن نودهشتیا
مقدمه:
دردهای نا گفته زیاد هستند…..

البته در ابتدا درد نبودند، بیماری نبودند
در انتها درد شدند آنهم با بازگو نکردنشان….

شکست به آسانی…..
دلم را می گویم مثل گلدان ارکیده لب پنجره اتاقم…
صدای شکستنش بلند بود ، آنقدر که گوش هایم از صدایش بی حس شدند…
شوکه نگاهش کردم…
باورم نمیشد این حرفها را روزی از زبان او بشنوم…..
***

ادامه مطلب

14+

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است