خانه » دلنوشته غمگین

دلنوشته غمگین

دلنوشته سکوت بی پایان نودهشتیا

دلنوشته سکوت بی پایان نودهشتیا

دلنوشته سکوت بی پایان نودهشتیا

دلنوشته سکوت بی پایان نودهشتیا

دلنوشته سکوت بی پایان نودهشتیا

نام دلنوشته:سکوت بی پایان
نام نویسنده:یاسمن علیپور
خلاصه:گاهی سکوت بهترین زبان برای بیان حرفاهایی هست که در سر نهانی و مگو وجود دارد
بهتر از هر کلام و منطق و فلسفه بافی های بشریسیت
پس سکوت کن تا وجدانت شرمنده نفس و زبانت نشود.

ادامه مطلب

8+
دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دانلود دلنوشته حرف های دلِ من

دلنوشته “حرف های دلِ من”
نویسنده : مریم خسروی کاربرانجمن نودوهشتیا
مقدمه :
فریادی در گلویم مانده که مانند خرچنگ ؛ تارهای سوتی ام را می فشارد !
شاملو می گفت :
من درد مشترکم ، مرا فریاد کن …

ادامه مطلب

11+
دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

دلنوشته دردهای ناگفته نودهشتیا

نام کتاب:‌ دردهای ناگفته
نویسنده: شیدا _کاربر انجمن نودهشتیا
مقدمه:
دردهای نا گفته زیاد هستند…..

البته در ابتدا درد نبودند، بیماری نبودند
در انتها درد شدند آنهم با بازگو نکردنشان….

شکست به آسانی…..
دلم را می گویم مثل گلدان ارکیده لب پنجره اتاقم…
صدای شکستنش بلند بود ، آنقدر که گوش هایم از صدایش بی حس شدند…
شوکه نگاهش کردم…
باورم نمیشد این حرفها را روزی از زبان او بشنوم…..
***

ادامه مطلب

14+
دانلود دلنوشته دردهای مشترک نودهشتیا

دانلود دلنوشته دردهای مشترک نودهشتیا

دانلود دلنوشته دردهای مشترک نودهشتیا

دانلود دلنوشته دردهای مشترک نودهشتیا

دانلود دلنوشته دردهای مشترک نودهشتیا

نام کتاب:دردهای مشترک
نام نویسنده: asal_deshvinکاربرانجمن نودوهشتیا
“به نام خدای خالق فرشته و شیطان و بین آنها انسان… “

مقدمه:
“مینویسم، مینویسم، مینویسم!
حتی اگر این قلم ، صدها بار روحش از تنش جدا شود !
باز مینویسم …
بخاطر آرام گرفتن این دل !
بخاطر خالی کردن ذهن از آن همه آشوب و تلاطم !
من یک نویسنده‌ام…

ادامه مطلب

18+
دانلود دلنوشته دفترچه خاطرات نودهشتیا

دانلود دلنوشته دفترچه خاطرات نودهشتیا

دانلود دلنوشته دفترچه خاطرات نودهشتیا

دانلود دلنوشته دفترچه خاطرات نودهشتیا

دانلود دلنوشته دفترچه خاطرات نودهشتیا

به نام خدا

☆دلنوشته ی دفترچه خاطرات☆
نویسنده : مریم خسروی کاربر انجمن نودوهشتیا .
خلاصه :هر چه ورق می‌زنم این دفتر را تمامی ندارد !
جانانم مگر خاطرات من و تو چند روز بود ؟ به سال نکشید که از کنارم رفتی ! هر چه می‌خوانم تمام نمی‌شود ثانیه های با تو بودن ، هر چه مرور می‌کنم خطایی نمی‌یابم از جانب خودم ! یار بی وفایم بیا باهم این دفترچه را مرور کنیم … باور کن اگر تو هم این خاطرات را بخوانی ، دلت نرم می‌شود و برمی‌گردی … من می‌دانم تو روزی برمی‌گردی !

ادامه مطلب

12+

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است