خانه » رمان اجتماعی

رمان اجتماعی

دانلود رمان بهترین بهترین من نودهشتیا

دانلود رمان بهترین بهترین من نودهشتیا

دانلود رمان بهترین بهترین من نودهشتیا

دانلود رمان بهترین بهترین من نودهشتیا

دانلود رمان بهترین بهترین من نودهشتیا

ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من! لحظه های هستی من از تو پر شده ست. ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام ای نوازش توبهترین امید زیستن! در کنار تو من زاوج لذتی نگفتنی گذشته ام. نازنین من ِ خوب ِ خوب نام تو مرا همیشه مست می کند

ادامه مطلب

دانلود رمان عمارت مرموز رادفر نودهشتیا

دانلود رمان عمارت مرموز رادفر نودهشتیا

دانلود رمان عمارت مرموز رادفر نودهشتیا

دانلود رمان عمارت مرموز رادفر نودهشتیا

دانلود رمان عمارت مرموز رادفر نودهشتیا

خلاصه :

 دانلود رمان عمارت مرموز رادفر پدر و مادر سارا تو تصادفی که به شیراز دارن به طرز مشکوکی کشته میشن … جسد سوخته پدر و مادرشو کنار اتومبیل سالمشون پیدا میکنن و تنها کلید این مرگ مرموز سهراب برادر ساراس که در اثر اون حادثه دیونه شده و تیمارستان بستریهسارا بعد از اون اتفاق سرد و خشک میشه نه اشکی نه خنده ای نه هیجانی و نه هیچ چیزی…

ادامه مطلب

دانلود رمان همسایه های لجباز نودهشتیا

دانلود رمان همسایه های لجباز نودهشتیا

دانلود رمان همسایه های لجباز نودهشتیا

دانلود رمان همسایه های لجباز نودهشتیا

دانلود رمان همسایه های لجباز نودهشتیا

در مورد دوتا دختره که تو لواسون زندگی میکنن و دانشگاه تهران قبول میشن و دوتا پسر ک هم دانشگاهی و همسایه این دختران باید ببینیم چی میشه و سرنوشت برای اینها چی میخواد…

ادامه مطلب

دانلود رمان فاصله ای بخاطر سکوت نودهشتیا

دانلود رمان فاصله ای بخاطر سکوت نودهشتیا

دانلود رمان فاصله ای بخاطر سکوت نودهشتیا

دانلود رمان فاصله ای بخاطر سکوت نودهشتیا

دانلود رمان فاصله ای بخاطر سکوت نودهشتیا

به نام “دا” که بهش “خ” اضافه کنیم، میشه “خدا” ( دا به زبان کردی یعنی: مادر)
نام: فاصله ای بخاطر سکوت.
به قلم: فاطمه تیموری( فاطمه _۵۶۵۶)
ژانر: طنز، درام، عاشقانه، اجتماعی.
۱۳۹۶٫۳٫۱۵
به نام خدا..
خلاصه ای از داستان: پسری با چشم هایی یخ زده که سردی چشمانش به دنبال گرمای آتشی در چشمان کسی است که دنباله اش خاکستر است.. آری! خاکستر ؛ خاکستر چشمان کسی که همواره به دنبال گرمایی است که از محبت دو جفت چشم یخی سر چشمه می گیرد. یخی؟! مگر می شود در چشمان یخ زده ی کسی محبت یافت؟! نمی دانم! شاید محبت در چشمانش یخ زده..!
بعد از کلی کند و کاو شاید پیدا شد؛ کمی محبت، کمی احساس، کمی… شما چه فکر می کنید؟ شاید بهتر است به جای جست و جو، سکوت کرد! شاید بهتر است فاصله گرفت… صاحب چشمان خاکستری، این چنین، تصمیم گرفت است که…

ادامه مطلب

دانلود رمان ملکه ی عشق نودهشتیا

دانلود رمان ملکه ی عشق نودهشتیا

دانلود رمان ملکه ی عشق نودهشتیا

دانلود رمان ملکه ی عشق نودهشتیا

دانلود رمان ملکه ی عشق نودهشتیا

 

نام رمان :رمان ملکه ی عشق

به قلم :نگین بلوکی

منتظر بودم مارال جواب بده ولی صدایی ازش در نیومد. برگشتم سمتش و دیدم به یه جایی داره خیره نگاه می کنه و اصلا تو باغ نیست.رد نگاش رو دنبال کردم و به دو تا پسر خوش تیپ و جذاب رسیدم که یه سگ بزرگ و قهوه ای رنگم کنارشون بود. چهره شون رو نمی شد درست دید. ولی تیپ و هیکلشون حرف نداشت. یکی شون

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است