خانه » رمان برای اندروید

رمان برای اندروید

دانلود رمان رهایم نکن نودهشتیا

دانلود رمان رهایم نکن نودهشتیا

دانلود رمان رهایم نکن نودهشتیا

دانلود رمان رهایم نکن نودهشتیا

دانلود رمان رهایم نکن نودهشتیا

‫رهایم نکن | ‪ gandom gogoli‬کاربر انجمن دوستان‬

‫فصل اول‬
‫ سپهر خان زود باش دیگه داری چیکار میکنی؟‬‫کیفشو از روی پله ها برداشت و گفت‪:‬‬
‫ خیلی خوب حاال اینقدر داد و بیداد کن تا مامان بفهمه‪.‬‬‫از خونه که اومدیم بیرون گفتم‪:‬‬
‫ خیلی خب حاال نمیخوای بگی چه دسته گلی به آب دادی ؟‬‫کمی مکث کرد و بعد گفت‪:‬‬

‫‪

ادامه مطلب

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه نودهشتیا

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه نودهشتیا

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه نودهشتیا

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه نودهشتیا

دانلود رمان قربانی یک بازی احمقانه نودهشتیا

قربانی یک بازی احمقانه
The victim of a stupid game در آن شرایط حتی قادر نبود نوع درخت ، همه جا پر از درخت بود ، نگاهی به دور و برش انداخت ها را از هم تشخیص دهد فقط میدید آنقدر بلند هستند که جلوی ورود نور خورشید به محوطه را

ادامه مطلب

دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا

دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا

دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا

دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا

دانلود رمان تنهایی های من نودهشتیا

الا یا ایها الساقی ادرکاسها وناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها خب با سلام قبل شروع داستان بذارید خودمو به دوستان وخوانندگان داستانم معرفی کنم من آرامیس شایسته فرزند ارشد مهندس آرمان شایسته و اولین نوه ونتیجه خاندان شایسته بزرگ و دختر لوس مامی جونم دکی عسل منصوری تک دختر عزیز جون گلم ودر حال حاضر دارای یه

ادامه مطلب

دانلود رمان هویت من چیست نودهشتیا

دانلود رمان هویت من چیست نودهشتیا

دانلود رمان هویت من چیست نودهشتیا

دانلود رمان هویت من چیست نودهشتیا

دانلود رمان هویت من چیست نودهشتیا

پای راستم رو به دیوار تکیه داده بودم و دست به سینه ورزش بچه ها رو نگاه می کردم.هِی خدا!چرا باید با بقیه فرق داشته باشم؟اونا می تونن بازی کنن،اما من نمی تونم.چــرا؟ نمی خوام بگن: -هِی!نگاه کن چه پولدارن!کاشکی ما هم مثل اونا بودیم. نمی خوام!آرزو دارم یه بار از ورزش کردن معاف نباشم.آرزوم اینه مثل همه بتونم بازی کنم و بدوم.کاشکی بدونم،وقتی آدم می دوئه،چه حسی داره؟وقتی موهات رو باد به هم می ریزه،خوبه؟دوست دارم؟کاشکی یه بار می تونستم.فقط یــه بار. آهی کشیدم و به ساناز نگاه کردم.داره امتحان دوی پنصد و چهل متر می ده.اما من معافم.از همه چیز !من یه زامبی ام!یه مرده متحرک.

ادامه مطلب

دانلود رمان زندگی همچنان در جریانه نودهشتیا

دانلود رمان زندگی همچنان در جریانه نودهشتیا

دانلود رمان زندگی همچنان در جریانه نودهشتیا

دانلود رمان زندگی همچنان در جریانه نودهشتیا

دانلود رمان زندگی همچنان در جریانه نودهشتیا

باسمه تعالی

کابوس مگه همیشه توخواب اتفاق می افته زندگی روزمره من از کابوسم بدتره ای کاش هیچوقت پامو تواین دنیا نمیذاشتم. اوایل وقتی کوچیه بودم باگریه کردن سبک میشدم اما حالا دیگه گریه ام سبکم نمیکنه. من ترگلم دختر کوچیهه عبد مفنگی و خواهر ابی دستتت کا اینا صتتفتایی بود که پسرای محله وقتی پاپیچم میشدن ومحلشون نمیذاشتم میگفتن وباکلمه کلمه از حرفاشتتون خردم میکردن حرفایی که درون نبود تهمت نبود عین واقعیت بودومن محکوم به بودن درکنار خانواده ای بودم که از خانواده فقط اسمش وبه یدک میکشیدن وبرای خماریشون حاضر به هرکاری بودن . زندگی دوتا خواهردیگمم بهتر ازمن نبود اون بیچاره ها هم بایکی بدتر از اینا به اجبار ازدواج کردن اخه کستتی که ستترش به تنش بی ارزه که ستتران همچین خانواده ی درب وداغونی نمی یاد. حسرت خیلی چیزا به دلم موند مثل ادامه تحصیل با اینکه درسم خیلی خوب بود وهمیشه شاگرد اول میشدم اما پدرم اجازه نداد بیشتراز اول دبیرستان ادامه بدم میگفت:تاهمین جاشم زیادی خوندی دختروچه به درس خوندن

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است