دانلود رمان خانم مدیر عامل نودهشتیا

دانلود رمان خانم مدیر عامل نودهشتیا

دانلود رمان خانم مدیر عامل نودهشتیا

دانلود رمان خانم مدیر عامل نودهشتیا

دانلود رمان خانم مدیر عامل نودهشتیا

نام رمان :رمان خانم مدیر عامل

به قلم : س.سپهر

رفتیم جلوتر که نسیم و بچه ها بودن. با همه سلام و علیکی کردیم و طبق معمول همگی از دیر اومدن من و مزدک شاکی بودن.نواب : این دو نفر کار همیشه شونه!آقای اقبالی : راست میگه خانم نواب … شماها دیگه شورشو درآوردین!خانم حق جو : آره دیگه … کلی منتظر شدیم.خلاصه هرکی یه چی میگفت. منتظر بودم ببینم نسیم چی میگه.با همون چشمهای وحشی و قیافه ی از خود راضیش ، ابروهاشو بالا داد و گفت :-اونوقت میگین اسم خانما بد در رفته!بعد بی توجه به ما ، دسته ی

 

ادامه مطلب

دانلود داستان تولد یک طغیانگر نودهشتیا

دانلود داستان تولد یک طغیانگر نودهشتیا

دانلود داستان تولد یک طغیانگر نودهشتیا

دانلود داستان تولد یک طغیانگر نودهشتیا

دانلود داستان تولد یک طغیانگر نودهشتیا

داستان کوتاه: تولد یک طغیانگر
نویسنده: س.شفیعی
ژانر: تخیلی

خلاصه:
با مطرح شدن دختر مرموزی، در جزیره ی تاپ ایوولود راز های پنهان زیادی آشکار می شود! در پی پرده برداری از این راز
ها، اتفاق هایی می افته که آینده ی جزیره رو به کل تغییر می ده!

ادامه مطلب

دانلود رمان سایه نفرت نودهشتیا

دانلود رمان سایه نفرت نودهشتیا

دانلود رمان سایه نفرت نودهشتیا

دانلود رمان سایه نفرت نودهشتیا

ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺳﺒﺰه اش ﮐﺮدم :ﻧﻮﮐﺮ ﻣﻨﯽ و اﻣﯿﺮ ﺳﯿﺎه . اﻣﯿﺮ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﺪاﻓﻌﯽ ﮔﻔﺖ :ﻣﻮاﻇﺐ ﺣﺮف زدﻧﺖ ﺑﺎش. ﺑﺎ اﺧﻢ ﺟﻮاب دادم :اﮔﻪ ﻧﺒﺎﺷﻢ؟ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﺗﺮﺳﯿﺪن ﮐﺮد :ﻏﻠﻂ ﮐﺮدم، اﺻﻼ ﻣﻦ درﺑﺴﺖ ﻧﻮﮐﺮ ﺷﻤﺎم. ﺑﻠﻨﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪم و ﺑﻪ ﻃﺮف ﻣﻬﻤﺎﻧﺪار ﻫﺘﻞ رﻓﺘﻢ :ﺳﻼم ﻣﻦ ارﺟﻤﻨﺪ ﻫﺴﺘﻢ .دﯾﺮوز ﺗﻠﻔﻨﯽ اﺗﺎق رزرو ﮐﺮدم. ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ اﺗﺎﻗﺎی ۳۰۵

ادامه مطلب

دانلود داستان گیتا نودهشتیا

دانلود داستان گیتا نودهشتیا

دانلود داستان گیتا نودهشتیا

دانلود داستان گیتا نودهشتیا

دانلود داستان گیتا نودهشتیا

نام داستان: گـــــیــــتا
ژانر: اجتماعی
نویسنده: سونیا قاسمیه
خلاصه داسـتان:
من تنها هستم، یعنی تنها شدم! از زمانی که فهمیدم برای خانواده ام هیچ ارزشی ندارم، وقتی که فهمیدم زندگی ام رو به تباهی است! من بودم، بین همه این آدم ها بودم، با آن ها زندگی کردم، با گریه ها و ناله هایشان آشنا هستم، با غم و خنده هایشان که از روی بی دردی است، آشنا هستم! می خواستم برای خودم باشم، برای

ادامه مطلب

دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

نام رمان : رمان سرنوشت من

به قلم : فاطمه بورقی

رودخانه ای زیبا و پر تلاطم .دیگه به دوراهی رسیده بودیم . سمت راست به طرف زمین های کشاورزی و باغها می رفت و اگر رودخانه میان آن را دنبال میکردی به آبشار می رسیدی . همین آبشار باعث شده بود که دهکده ما به یک دهکده توریستی تبدیل بشه . درسال هزاران نفر از دهکده ما دیدن می کردن . پدر به سمت چپ رفت .

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است