دانلود رمان بازی مرگبار عشق نودهشتیا

دانلود رمان بازی مرگبار عشق نودهشتیا

دانلود رمان بازی مرگبار عشق نودهشتیا

دانلود رمان بازی مرگبار عشق

دانلود رمان بازی مرگبار عشق

آی تیس دختری مغرور و خودخواه که همه چیز را برای خودش می‌خواهد
و سرگرد راتین مثبت که به عنوان بادیگارد وارد قصر آی تیس می‌شود اما عاشق می‌ماند و

اما صحبت سر یک عشق قدیمی بوده که بازی عشق این دو نفر را به جنون می‌کشد.

پایان خوش♡
ژانر : طنز_هیجانی_عاشقانه

ادامه مطلب

29+
دانلود رمان تجارت عشق نودهشتیا

دانلود رمان تجارت عشق نودهشتیا

دانلود رمان تجارت عشق نودهشتیا

دانلود رمان تجارت عشق نودهشتیا

دانلود رمان تجارت عشق نودهشتیا

 

الناز دختری پولدار هست، که مادرش را در سن پانزده سالگی از دست می دهد الناز بعد از مرگ مادرش با مشکلات زیادی که بر سر راهش وجود دارد رو به رو می شود‌.
و همین مشکلات باعث تغییراتی در زندگی الناز می شود.
و با آمدن پوریا ماجراهای جالبی در زندگی آنها به وجود می آید.
پایان خوش

ادامه مطلب

13+
دانلود رمان دختر بد پسر بدتر نودهشتیا

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر نودهشتیا

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر نودهشتیا

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر نودهشتیا

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر نودهشتیا

قصه تلخیست.
در قصه ها دختر ها پاک اند و معصوم و فریب خورده!
در قصه ها آدم ها مهربانند و ساده!
من هم آدم همین قصه ام.آما انسانیتم مرده است.
قلب دارم،اما یخ زده است.
دخترم و زیبا ام و شیشه ای.
اما دخترم و پلیدم و پر از خورد شیشه ای که برنده است.
من دختر بد این قصه ام و گمان می کردم همیشه پیروز میدانم.
اما تو آمدی.تو ثابت کردی گرچه من بدم!
اما تو بد تری!
من دختر بد شدم و تو پسر بد تر.

ادامه مطلب

61+
داستان عاشقانه و غمگین

داستان عاشقانه و غمگین

داستان عاشقانه و غمگین

داستان عاشقانه و غمگین

داستان عاشقانه و غمگین

 

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.

مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده.

لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم.

ادامه مطلب

30+
دانلود رمان من میتوانم نودهشتیا

دانلود رمان من میتوانم نودهشتیا

دانلود رمان من میتوانم نودهشتیا

دانلود رمان من میتوانم نودهشتیا

دانلود رمان من میتوانم نودهشتیا

قصه ی رمان ما با بقیه رمانها فرق داره نه دختر پولدار داریم نه دختری پررو و زبون دراز دختر قصه‌ی ما تنها است تنهاتر

از آن که فکر کنی مفهوم درستی از عشق نمی‌داند و با چشمانی بسته عاشق می‌شود…
اسم رمان:من می‌توانم

ادامه مطلب

28+

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است