دانلود رمان پارک نودهشتیا

دانلود رمان پارک نودهشتیا

دانلود رمان پارک نودهشتیا

دانلود رمان پارک نودهشتیا

دانلود رمان پارک نودهشتیا

نام رمان : رمان پارک

به قلم : ice girl

از مامان اینا خدافظی کردیم و رفتیم توی حیاط که بچه ها زنگ درو زدن.بعد از سلام و احوال پرسی و ابراز دلتنگی بین اون دوتا نخاله (شایان و آرتا) البته به شیوه ی خشونت؛سوار ماشین آرتا شدیم و رفتیم.توی راه بودیم که شایان گفت:-.لقادحنکنشوروتطبض.میدیسوپابابهَاآرتا هم کنترل رو برداشت و گفت:-وایسا یه آهنگی برات

ادامه مطلب

50+
دانلود رمان پروانه ی من نودهشتیا

دانلود رمان پروانه ی من نودهشتیا

دانلود رمان پروانه ی من نودهشتیا

دانلود رمان پروانه ی من نودهشتیا

دانلود رمان پروانه ی من نودهشتیا

نام رمان : رمان پروانه ی من

به قلم : خورشیدک

نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست!آهی می کشم.جمله ی بی معنایی بود.حداقل برای من بی معنا بود.امشب،درست برعکس این جمله برایم اتفاق افتاده بود.نفسم گرفته بود…اره نفسم سخت هم گرفته بود!از اینکه بعد از گذشت یک سال و۳۲روز و ۱۱ساعت و ۳۲دقیقه والبته، ثانیه هایی که سریع تر از هر چیزی

ادامه مطلب

45+
دانلود رمان بد قدم نودهشتیا

دانلود رمان بد قدم نودهشتیا

دانلود رمان بد قدم نودهشتیا

دانلود رمان بد قدم نودهشتیا

دانلود رمان بد قدم نودهشتیا

نام رمان : رمان بد قدم

به قلم : فروزان

کتاب تاریخ را بست. می دانست این امتحان را خراب می کند.با خود فکر کرد کاش حداقل دو سه روز بعد می آمدند. به ساعت نگاه کرد. ده شب بود. باید می خوابید تا صبح به موقع بیدار شود. طبق معمول وسایل فردا را آماده کرد وقبل از اینکه به تختخواب برود به آینه ی قدی روی دیوار نگاه کرد. نزدیک تر رفت وانگشتانش را روی آینه

ادامه مطلب

31+
دانلود رمان اعجاز تنها همین یک بار نودهشتیا

دانلود رمان اعجاز تنها همین یک بار نودهشتیا

دانلود رمان اعجاز تنها همین یک بار نودهشتیا

دانلود رمان اعجاز تنها همین یک بار نودهشتیا

دانلود رمان اعجاز تنها همین یک بار نودهشتیا

نام رمان : رمان اعجاز تنها همین یک بار

به قلم : پریا افزا

رویا خودکار را روی میز گذاشت. کف دستان عرق کرده از استرسش را به هم مالید.و نگاهی دیگر به سوالاتی که انگار از مریخ آمده بودند انداخت.شاید هم طرح کننده اش از مریخ آمده بود!شاید هم او درس نخوانده که احتمال این یکی بیشتر بود. وقتی از هفت صبح تا پنج عصر یک سر کلاس داشته باشی و بعد از آن به جمع آوری وسایل برای اسباب کشی مشغول باشی خب معلوم بود وقتی نمیماند برای درس خواندن …یعنی جانی نمیماند…و حالا پشیمان بود که چرا آخر شب با همه ی

ادامه مطلب

19+
دانلود رمان آن نیمه دیگر نودهشتیا

دانلود رمان آن نیمه دیگر نودهشتیا

دانلود رمان آن نیمه دیگر نودهشتیا

دانلود رمان آن نیمه دیگر نودهشتیا

دانلود رمان آن نیمه دیگر نودهشتیا

دانلود رمان آن نیمه دیگر نودهشتیا

نام رمان : رمان آن نیمه دیگر

به قلم : anital

یادم اومد زمانی که ترانه ایران بود همیشه بحث می کردیم که چرا بابام یه دست میز و صندلی شش نفره نخریده. دعا می کردیم که کار ترانه بیشتر تو دانشگاه طول بکشه و دیرتر بیاد. در غیر این صورت یا من و یا معین باید جامونو به اون می دادیم. همیشه هم من شکست می خوردم و مجبور می شدم روی کابینت بشینم و غذا

ادامه مطلب

64+

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است