دانلود داستان حسین نودهشتیا

دانلود داستان حسین نودهشتیا

دانلود داستان حسین نودهشتیا

دانلود داستان حسین نودهشتیا

دانلود داستان حسین نودهشتیا

عنوان داستان: حـــســین
ژانر: عاشقانه
نویسنده: سونیا قاسمیه
خلاصه ی داســـتان:
این داستان نمایانگر عشق است، عشقی که اونقدر قوی هست که آدمی رو وادار به تغییر کنه! این داستان مملو از احساسات هست؛ احساسات یک دختر! عشق، چیزی که یه دفعه سراغ آدم میاد و آدم رو نابود می کنه! عشق، همون چیزی الان یک ماه در قلب من وجود داره. از بیداری این عشق هراسی دارم چون نمی تونم جلوی آن بایستم! اما گاهی، زندگی آن طور که ما می خوایم پیش

ادامه مطلب

دانلود رمان بنام سپیده نودهشتیا

دانلود رمان بنام سپیده نودهشتیا

دانلود رمان بنام سپیده نودهشتیا

دانلود رمان بنام سپیده نودهشتیا

دانلود رمان بنام سپیده نودهشتیا

دانلود رمان بنام سپیده گاهی اوقات توی زندگی ادم یه سری اتفاق ها می افته.خیلی هاشون جزئیه.ولی بعضی هاشون دنیامونرو تغییر میده.سپیده قصه ماهم،یکی از همین اتفاق ها سرنوشت ش رو عوض میکنه.مجبور به ترک شهرودیار میشه……هر داستانی با نام

ادامه مطلب

دانلود رمان هلنا نودهشتیا

دانلود رمان هلنا نودهشتیا

دانلود رمان هلنا نودهشتیا

لینک رمان مورد نظر حذف شد

باور آدم ها، زندگیشان را می سازد؛ قوی ترشان می کند. از باور که حرف می زنم، منظورم امید داشتن نیست. زمانی که خود زندگی هم باورمان نمی کند، امید را کجا باید پیدا کنیم؟ وقتی از باور حرف می زنم، شکست نخوردن را می گویم؛ محکم ایستادن را می گویم. اینکه رو به زندگی کنیم و بگوییم:

ادامه مطلب

دانلود رمان من عصبانی نیستم نودهشتیا

دانلود رمان من عصبانی نیستم نودهشتیا

دانلود رمان من عصبانی نیستم نودهشتیا

دانلود رمان من عصبانی نیستم نودهشتیا

دانلود رمان من عصبانی نیستم نودهشتیا

خلاصه:

دانلود رمان من عصبانی نیستم رمان من سرگذشت زندگی یسنا ست، دختری ساده و شیطونه دختری که ترجیحا از بعضی از حقیقت های زندگی فرار می کنه اما در آخر سرنوشت پازل های خودش را درست و کامل و بدون هیچ نقصی سر جایش می گذارد و آنجه درگذشته آرزوی عاشق دلخسته بوده به حقیقت می پیوندد و یسنا در مسیری پر از عصبانیت های توخالی و در مسیری پراز عشق قدم می گذارد …

ادامه مطلب

دانلود رمان عشق یوسف نودهشتیا

دانلود رمان عشق یوسف نودهشتیا

دانلود رمان عشق یوسف نودهشتیا

دانلود رمان عشق یوسف نودهشتیا

دانلود رمان عشق یوسف نودهشتیا

دانلود رمان عشق یوسف آیدا از دیدن شماره ی یوسف مثل همیشه دو حس متفاوت را همزمان داشت؛ یکی عشق و دیگری ترس. با این حال سریع موبایلش را جواب داد: سلام یوسف. یوسف سرد و عصبی پرسید: کجایی؟ زنگ زدم روی گوشی ویلا جواب ندادی؟ آیدا هول شد و با دستپاچگی گفت: من … اومـ … توی حیاطم! برق قطع شده بود، اومدم ببینم فیوز پریده!

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است