خانه » آرشیو برچسب: داستان

بایگانی برچسب ها: داستان

دانلود داستان کوتاه تلنگری برای مرگ نودهشتیا

دانلود داستان کوتاه تلنگری برای مرگ نودهشتیا

دانلود داستان کوتاه تلنگری برای مرگ نودهشتیا

دانلود داستان کوتاه تلنگری برای مرگ نودهشتیا

دانلود داستان کوتاه تلنگری برای مرگ نودهشتیا

نام داستان: تلنگری برای مرگ
نویسنده: مرضیه علیشاهی کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: اجتماعی
هدف: نشان دادن قصه های واقعی از زندگی های پر فراز و نشیب، بردباری ها و فداکاری های سرشار از رنج و درد های بی شمار است.
مقدمه:
گاهی یواشکی خواب تو را می بینم.
یواشکی نگاهت می کنم.
پنهانی دلم برای نگاه خاصت تنگ می شود.
اما تو دیگر نیستی، بار سفر بسته ای از این دنیا.
و من چقدر هنوز؛ در رخت خوابت تو را نوازش می کنم.

ادامه مطلب

دانلود داستان درگذشت عشق نودهشتیا

دانلود داستان درگذشت عشق نودهشتیا

دانلود داستان درگذشت عشق نودهشتیا

دانلود داستان درگذشت عشق نودهشتیا

دانلود داستان درگذشت عشق نودهشتیا

نام رمان:درگذشت عشق
نویسنده:مرضیه علیشاهی
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
دل که تنگ است کجا باید رفت؟
به در و دشت و دمن؟
یا به باغ و گل و گلزار و چمن؟
یا به یک خلوت و تنهایی امن؟
دل که تنگ است کجا باید رفت؟
«فریدون مشیری»

ادامه مطلب

دانلود داستان نامه های تمبر نخورده نودهشتیا

دانلود داستان نامه های تمبر نخورده نودهشتیا

دانلود داستان نامه های تمبر نخورده نودهشتیا

دانلود داستان نامه های تمبر نخورده نودهشتیا

دانلود داستان نامه های تمبر نخورده نودهشتیا

نام رمان:نامه های تمبر نخورده
نویسنده:سما صاد
ژانر:عاشقانه
به نام خدا
“می دانی دلبر جان!
همان اندازه که دره های پرنور و عمیق آسمان ها، عکاس ذره ذره های عاشقانه های تو و او بودند، قطرات باران نشسته در پشت شیشه حجله آبا و اجدادی ما نیز، شاهد خنده های محو منی بودند که عشق را باور نمی کردم، منی که تا تو را از نزدیک ندیده بودم عشق را به سخره می گرفتم.
اما نمی دانم چه شد که غرور و باورهای شکاکم همچو قطرات باران سر خوردند و فرو رفتند در قعر زمین!
گویی که به کل نبودند.

ادامه مطلب

دانلود داستان دلبر بی نشان نودهشتیا

دانلود داستان دلبر بی نشان نودهشتیا

دانلود داستان دلبر بی نشان نودهشتیا

دانلود داستان دلبر بی نشان نودهشتیا

دانلود داستان دلبر بی نشان نودهشتیا

نام داستان: دلبر بی نشان
نویسنده: مریم خسروی کاربر نودهشتیا
ژانر: عاشقانه، تراژدی
خلاصه: داستان در مورد دختری هست که به عکاسی علاقه داره. وارد این حرفه میشه و در همین گیر و دار درگیرِ مردی میشه، که تقدیرش رو به کلی عوض می کنه…
مقدمه:
دلم را به بند کشیدی… معتاد قهوه ی تلخ چشمانت شدم‌. هیچ عطری، به اندازه ی عطر زلف تو دلبری نمی کند. رسم عاشقی را یادت دادم، اما کاش دانش آموز خوبی بودی و این قدر سرکشی نمی کردی. آخر لامذهب! این دلِ وامانده را کوی به کوی به دنبال خودت می کشی که چه؟! دلِ من طاقت این همه دلبری هایت را ندارد… همیشه بمان جانانم، تا غرق شوم در قهوه ی قاجاریِ چشمانت!

ادامه مطلب

دانلود داستان باران پاییزی نودهشتیا

دانلود داستان باران پاییزی نودهشتیا

دانلود داستان باران پاییزی نودهشتیا

دانلود داستان باران پاییزی نودهشتیا

دانلود داستان باران پاییزی نودهشتیا

نام رمان: باران پاییزی
نام نویسنده: فرزانه فرجی
ژانر: غمگین، اجتماعی

خلاصه:

ماجرا از آن جا شروع می‌شود که دخترک داستان ما تنها هدف و تمرکزش بر روی درس خواندن هست و به چیز دیگری فکر نمی کند اما بر خلاف تصور و ذهنیت مادرش درس خواندن، وقت تلف کردن هست و بر این باور است که دخترش هر چه زودتر ازدواج کند و درسش را کنار بگذارد. در این بین پسری با نقاب مهربانی و صداقت وارد زندگی دختر او می‌ شود که ادعای عاشقی می‌کند.

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است