امام علي(ع):هر كه نگاه خود را از حرام باز دارد دلش آرام خواهد شد.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
خانه » آرشیو برچسب: داستان

بایگانی برچسب ها: داستان

دانلود داستان نداشتنت نودهشتیا

دانلود داستان نداشتنت نودهشتیا

دانلود داستان نداشتنت نودهشتیا

دانلود داستان نداشتنت نودهشتیا

دانلود داستان نداشتنت نودهشتیا

مقدمه:
مهم بودنته؟یا نبودنت؟
یعنی این که تو هستی..اما مال من نیستی!
یعنی برای این که همیشه میبینت باید خوشحال باشم یا برای این که دوسم نداری غمگین؟

تو در من زنده ای
من در تو
ما هرگز نمی میریم
هوشنگ ابتهاج

ادامه مطلب

3+
داستان کوتاه با خاکستر دلم نوشت خدافظ

داستان کوتاه با خاکستر دلم نوشت خدافظ

داستان کوتاه با خاکستر دلم نوشت خدافظ

داستان کوتاه با خاکستر دلم نوشت خدافظ

داستان کوتاه با خاکستر دلم نوشت خدافظ

فکر کنم سه شنبه بود، عجیب ترین سه شنبه ی عمرم. اون روز رو هیچ وقت از یاد نمی برم؛ داشتم می نوشتم. اره مثل همیشه، انگشتای بلند و کشیدم رو دکمه های صفحه کلید بالا و پایین می رفت. پدرامو می ساختم و ادامه ش می دادم، آزارش می دادم، به در و دیوار می کوبوندمش بخاطر یک لقمه نون، عزیزانشو ازش می گرفتم، تنهاش می کردم، با عشق کتک خوردنشو شکل می دادم و …
یک لحظه کلمه هایی رو صفحه ی ورد نقش بست
-چرا انقدر اذیتم می کنی؟

ادامه مطلب

7+
دانلود داستان روزگار عمارت ما نودهشتیا

دانلود داستان روزگار عمارت ما نودهشتیا

دانلود داستان روزگار عمارت ما نودهشتیا

دانلود داستان روزگار عمارت ما نودهشتیا

دانلود داستان روزگار عمارت ما نودهشتیا

نام داستان:روزگار عمارت ما
نام نویسنده:پ.جلالی
ژانر:طنز ،اجتماعی
خلاصه:داستان برمی گرده حدود ۱۰۰سال پیش. اون موقع هایی که هنوز مردم با اسب و قاطر این ور اون ور می رفتن وخبری از زنگی متجددانه الان نبود. البته این داستان مربوط به تک پسر خانواده ای است، به نسبت ثروتمند وتحصیل کرده .پسر داستان ما وارسته از دنیا و به قول خودش عارف مسلک است. مقصود این داستان مذمت دنیا گرایی وکوتاه بینی است.

ادامه مطلب

12+
دانلود داستان گل های نودهشتیا

دانلود داستان گل های نودهشتیا

دانلود داستان گل های نودهشتیا

دانلود داستان گل های نودهشتیا

دانلود داستان گل های نودهشتیا

بسمه تعالی 

نام رمان:گل های خونین

به قلم : イℳ۳٫hoseini

خلاصه: زندگی یک خانواده در خرمشهر زمان جنگ است، نشان دادن سختی ها و رنج هایی که کشیدند و با قدرت جنگیدند و خرمشهر را نجات دادند  …

مقدمه :

هوا ابری و نم نم، با قدم های تو بارانی..

به دنبالت تمام واژه ها درگیر حیرانی..

ادامه مطلب

3+
دانلود داستان کوتاه خیال نودهشتیا

دانلود داستان کوتاه خیال نودهشتیا

دانلود داستان کوتاه خیال نودهشتیا

دانلود داستان کوتاه خیال نودهشتیا

دانلود داستان کوتاه خیال نودهشتیا

همه جا تاریک بود، هیچ نوری اطراف من نبود، هیچ نوری.

ندایی همراه ناله من را صدا زد: سام، سام، بیا اینجا، از این طرف، بیا کنار من، بدو!

ندا را با هراس و دلهره دنبال کردم.

سومین قدم را که برداشتم به درون گودالی سقوط کردم، گودالی سرد، تاریک، مرگ آسا.

ادامه مطلب

8+

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است