خانه » آرشیو برچسب: دانلود داستان کوتاه

بایگانی برچسب ها: دانلود داستان کوتاه

دانلود داستان آنا یا الیزابت نودهشتیا

دانلود داستان آنا یا الیزابت نودهشتیا

دانلود داستان آنا یا الیزابت نودهشتیا

دانلود داستان آنا یا الیزابت نودهشتیا

دانلود داستان آنا یا الیزابت نودهشتیا

نام داستان:آنا یا الیزابت
نویسنده:اعظم(A.Z)
ژانر:ترسناک،تخیلی
خلاصه:دختر داستان ما با مشکلاتی رو به رو می شه که دلیلش رو نمی دونه،اون اول بی توجهی می کنه ولی مشکلات جدی می شند؛کسی به حرف هاش گوش نمی کنه.اون به تنهایی با مشکلاتش رو به رو می شه و با حقیقتی رو به رو می شه که درکش کمی سخته!
هدف:انسان به خاطر اشتباهاتی مجازات می شود که حتی فکرش را هم نمی کند،پس سعی کنیم در زندگی،نمی گویم که هیچ اشتباهی؛ولی کم تر اشتباه کنیم.

ادامه مطلب

7+
دانلود داستان ایلگار نودهشتیا

دانلود داستان ایلگار نودهشتیا

دانلود داستان ایلگار نودهشتیا

دانلود داستان ایلگار نودهشتیا

دانلود داستان ایلگار نودهشتیا

ایلگار

آوین آرین مهر

ژانر:تخیلی،عاشقانه،طنز

صفحه_نقد_داستان_ایلگار

خلاصه:موهای بوری داشت که بعد ها تبدیل به مویی قرمز رنگ شد.نگاهی اشت سبز رنگ.صورتی کک و مکی که ظاهرش رو از چیزی که بود عجیب تر می کرد.این دختر عجیب بود.خاص بود.هفت ساله که بود،مادر و پدر این دختر فهمیدند که بچه شون خاصه؛اما خودشون رو به نفهمی زدند و برای اینکه یه وقتی آزار دخترشون به کسی نرسه،اون رو به یک ویلایی تو جنگل بردن

ادامه مطلب

17+
داستان سرنوشت بی رحم نودهشتیا

داستان سرنوشت بی رحم نودهشتیا

داستان سرنوشت بی رحم نودهشتیا

داستان سرنوشت بی رحم نودهشتیا

داستان سرنوشت بی رحم نودهشتیا

به نام خدا

نویسنده: ریحانه مرداقلی

نام اثر: سرنوشت بی رحم

سرنوشت از قبل نوشته شده است اما افسارش در دستان ماست.

این روز ها لباس هایش خلاصه شده بود در سه رنگ مشکی، سورمه ای و کرم و جالب تر از همه هم خوانی لباس هایش با ریحانه ای بود

که به تازگی تمام فکر و ذهنش درگیر او بود. شاید حتی فکرش را هم نمی کرد که زیباترین دختر کلاسشان که خودش خوب می دانست

کم خاطرخواه ندارد، روزی این چنین عاشق و دلباخته شود.

ادامه مطلب

32+
داستان کوتاه حیات فسرده نودهشتیا

داستان کوتاه حیات فسرده نودهشتیا

داستان کوتاه حیات فسرده نودهشتیا

داستان کوتاه حیات فسرده نودهشتیا

داستان کوتاه حیات فسرده نودهشتیا

 

اواخر تابستان با همه ی پستی و ها و بلندی هایش در حال گذر از روزگار عمرم بود یک شب تابستانی موجودی را به طور اتفاقی کاملا اتفاقی دیدم
در لحظه آشنایی هیچگاه تصورش را هم نمیکردم تا این حد بتونه من رو درگیر خودش کنه

ادامه مطلب

7+

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است