خانه » آرشیو برچسب: دانلود رمان عاشقانه

بایگانی برچسب ها: دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان ملکه ی عشق نودهشتیا

دانلود رمان ملکه ی عشق نودهشتیا

دانلود رمان ملکه ی عشق نودهشتیا

دانلود رمان ملکه ی عشق نودهشتیا

دانلود رمان ملکه ی عشق نودهشتیا

 

نام رمان :رمان ملکه ی عشق

به قلم :نگین بلوکی

منتظر بودم مارال جواب بده ولی صدایی ازش در نیومد. برگشتم سمتش و دیدم به یه جایی داره خیره نگاه می کنه و اصلا تو باغ نیست.رد نگاش رو دنبال کردم و به دو تا پسر خوش تیپ و جذاب رسیدم که یه سگ بزرگ و قهوه ای رنگم کنارشون بود. چهره شون رو نمی شد درست دید. ولی تیپ و هیکلشون حرف نداشت. یکی شون

ادامه مطلب

7+
دانلود رمان معادله عشق نودهشتیا

دانلود رمان معادله عشق نودهشتیا

دانلود رمان معادله عشق نودهشتیا

دانلود رمان معادله عشق نودهشتیا

دانلود رمان معادله عشق نودهشتیا

نام رمان: معادله عشق
نام نویسنده: فاطمه مقاره
ژانر: عاشقانه، طنز، درام
خلاصه: دختری از جنس حوا، پسری از جنس آدم! دختری که طی یه اتفاق، با پسر مشهور
قصه ما آشنا میشه وعشقشون می شه از جنس عشق آدم و حوا! عشق با طعم شیرین دعوا و کل کل .
مقدمه :
همه ی شهرهای دنیا..?
در نقشه ی جغرافیا…?
به نظرم نقطه های خیالی اند ..?
مگر یک شهر..?
شهری که در آن عاشقت شدم ..?
شهری که بعد از تو وطنم شد …?

ادامه مطلب

15+
دانلود رمان خانم مدیر عامل نودهشتیا

دانلود رمان خانم مدیر عامل نودهشتیا

دانلود رمان خانم مدیر عامل نودهشتیا

دانلود رمان خانم مدیر عامل نودهشتیا

دانلود رمان خانم مدیر عامل نودهشتیا

نام رمان :رمان خانم مدیر عامل

به قلم : س.سپهر

رفتیم جلوتر که نسیم و بچه ها بودن. با همه سلام و علیکی کردیم و طبق معمول همگی از دیر اومدن من و مزدک شاکی بودن.نواب : این دو نفر کار همیشه شونه!آقای اقبالی : راست میگه خانم نواب … شماها دیگه شورشو درآوردین!خانم حق جو : آره دیگه … کلی منتظر شدیم.خلاصه هرکی یه چی میگفت. منتظر بودم ببینم نسیم چی میگه.با همون چشمهای وحشی و قیافه ی از خود راضیش ، ابروهاشو بالا داد و گفت :-اونوقت میگین اسم خانما بد در رفته!بعد بی توجه به ما ، دسته ی

 

ادامه مطلب

18+
دانلود رمان سایه نفرت نودهشتیا

دانلود رمان سایه نفرت نودهشتیا

دانلود رمان سایه نفرت نودهشتیا

دانلود رمان سایه نفرت نودهشتیا

ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺳﺒﺰه اش ﮐﺮدم :ﻧﻮﮐﺮ ﻣﻨﯽ و اﻣﯿﺮ ﺳﯿﺎه . اﻣﯿﺮ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﺪاﻓﻌﯽ ﮔﻔﺖ :ﻣﻮاﻇﺐ ﺣﺮف زدﻧﺖ ﺑﺎش. ﺑﺎ اﺧﻢ ﺟﻮاب دادم :اﮔﻪ ﻧﺒﺎﺷﻢ؟ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﺗﺮﺳﯿﺪن ﮐﺮد :ﻏﻠﻂ ﮐﺮدم، اﺻﻼ ﻣﻦ درﺑﺴﺖ ﻧﻮﮐﺮ ﺷﻤﺎم. ﺑﻠﻨﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪم و ﺑﻪ ﻃﺮف ﻣﻬﻤﺎﻧﺪار ﻫﺘﻞ رﻓﺘﻢ :ﺳﻼم ﻣﻦ ارﺟﻤﻨﺪ ﻫﺴﺘﻢ .دﯾﺮوز ﺗﻠﻔﻨﯽ اﺗﺎق رزرو ﮐﺮدم. ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ اﺗﺎﻗﺎی ۳۰۵

ادامه مطلب

28+
دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

نام رمان : رمان سرنوشت من

به قلم : فاطمه بورقی

رودخانه ای زیبا و پر تلاطم .دیگه به دوراهی رسیده بودیم . سمت راست به طرف زمین های کشاورزی و باغها می رفت و اگر رودخانه میان آن را دنبال میکردی به آبشار می رسیدی . همین آبشار باعث شده بود که دهکده ما به یک دهکده توریستی تبدیل بشه . درسال هزاران نفر از دهکده ما دیدن می کردن . پدر به سمت چپ رفت .

ادامه مطلب

55+

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است