هر روز، روزي است كه هست و هرگز در جهان روزهاي هم شكلي وجود نداشته است.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: مرجع دانلود کتاب

بایگانی برچسب ها: مرجع دانلود کتاب

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

دانلود رمان دختر نفرین شده ی اندوه

نام رمان: دختر نفرین شده ی اندوه

نویسنده: نسترن محمدی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات:۵۵۴

خلاصه رمان:
قصه ی ما راجب دختریه که غم توی تمام لحظات زندگیش حضور داشته
،دختری که سعی کرده هم خواهر باشه ،هم مادر و هم پدر .
دختر قصه ی ما با سختی بزرگ میشه ،با سختی ازدواج میکنه،باسختی
بچه دار میشه .
این غصه ها ازش یه زن ۰۵ساله ساختن ،ولی با همه ی این مشکلات سعی داره بخنده و بخندونه که هیچکس متوجه این کهولت سن یهوییش
نشه .
اما انگار خدا یه جایی دلش به رحم میاد و افسار این غم و غصه ی افسارگریخته رو در بر میگیره و خوشبختی کم کم خودشو به دخترک ما
نشون میده .

ادامه مطلب

دانلود رمان اسیر نگاهت شدم

دانلود رمان اسیر نگاهت شدم

دانلود رمان اسیر نگاهت شدم

دانلود رمان اسیر نگاهت شدم

دانلود رمان اسیر نگاهت شدم

نام رمان: اسیر نگاهت شدم

نویسنده: مریم قاسمی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : 503

خلاصه رمان:

مانیا دختر پرشور و اما مغرور…آراد درد دیده و مغرور…آیا میشه این دوتا آدم که پر از غرورن بهم برسن!اصلن مگه تو عشق و عاشقی غرور معنایی داره؟
مانیا روزی که نتیجه کنکورش اومده با آراد تصادف میکنه،همچی به این تصادف کوچیک ختم نمیشه.
آرادی که بعده پنج سال به کشورش برگشته و از جنس زن بیزاره چطور با مانیا برخورد میکنه؟!

ادامه مطلب

دانلود رمان خیال بازگشت تو

دانلود رمان خیال بازگشت تو

دانلود رمان خیال بازگشت تو

دانلود رمان خیال بازگشت تو

دانلود رمان خیال بازگشت تو

نام رمان: خیال بازگشت تو

نویسنده: فاطمه خلیلی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۵۷

خلاصه رمان :
بند کتونیم روباز کردمو وارد خونه شدم.بلند دادزدم سلااااااام من اوووومدم کسی جواب نداد.اووف حتما بازم رفته واسه جیگرگوشش آلوچه بخره.اومدم تواتاق و فرم مدرسم روبایه تیشرت وشلوارک ابی عوض کردم موهامم باکش بالابستم.ازاتاق بیرون اومدنم همزمان شدباوارد شدن جیگرگوشه بابابزرگ!بلندبهش سلام کردم که خیلی مودب جواب سلامم روداد.اوووف چقدیجوریه این!رفتم تو اشپزخونه دریخچال رو بازکردم..اممم چی بخورم؟اها خیلی تشنمه.شیشه اب رواز دریخچال برداشتم بردم نزدیک دهنم که یهواز دستم کشیده شد..

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است